مقارن باشد . كاتب اين كلمات مىگويد : ظاهر سخن نحويان اين است كه نصب مفعول در صورتى صحيح است كه قصد مقارنت مفعول با عامل در خارج وجود داشتهباشد . مثلًا در مثال ضربته تأديباً درست نيست چون ضرب و تأديب در يك حال محقق نمىشود .
اميد رابعه
به رابعه گفتند : چرا اينقدر زياد اميدوارى ؟ پاسخ داد : بهخاطر مأيوس بودن از همهى اعمالم .
نعم و بئس
برخى تصور كردهاند كه نعم و بئس براى ميانهروى در مدح و ذم مىآيند ، ولى چنين نيست ، اين دو واژه براى مبالغه در مدح و ذم است ؛ چنان كه خداوند در تمجيد ذات و صفات خود مىفرمايد :
وَ اعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلى وَ نِعْمَ النَّصِيرُ
« 1 » يا در نكوهش آتش مىفرمايد :
مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصِيرُ
« 2 »
تفسير آيه بقرات سمان و عجاف
در تفسير آيه
إِنِّي أَرى سَبْعَ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعَ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ
« 3 » ، زمخشرى مىگويد : آيا فرق است در اينكه سمان صفت بقرات باشد نه براى سبع ، يا فرقى نيست ؟ گوييم اگر سمان صفت بقرات باشد سبع را به نوع بقر سمان تميز دادهاى ، نه به جنس بقر سمان و اگر سمان صفت سبع باشد ، سبع به جنس بقر تميز داده شد ، نه به نوع آن .
نيز ايشان مىگويد : اخر يابسات ، عطف بر سنبلات خضر است كه محلًا مجرور است يا نه ؟
گوييم : اين موجب تواضع مىشود چرا كه در اين صورت بايد در حكم آخر يابسات قرار گيرد و هر دو بايد مميز سبع باشند . در حالى كه لفظ اخر ، اين معنا را مىرساند كه غير از سبع باشد . مثلًا اگر بگويى نزد او هفت نفر ايستاده و نشسته هستند ، يعنى برخى ايستاده و عدهاى نشسته هستند ، صحيح است ولى اگر بگويى نزد او هفت نفر ايستاده هستند و بقيه نشستهاند اين تدافع را ايجاد مىكند . چون آخرين غير آن ايستادهها مىباشند .
هامش
( 1 ) - حج ، 78 .
( 2 ) - توبه ، 73 .
( 3 ) - يوسف ، 43 .