تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠

ياد قيامت

به عمر بن عبدالعزيز گفتند ، آغاز توبه‌ى تو كى بود ؟ گفت : خواستم غلامم را بزنم ، گفت : اى عمر شبى را بيادآور كه صبحدم آن قيامت باشد .

فراموشى

به اشعث طماع گفتند : به اين سن رسيده‌اى و پير شده‌اى ولى حديثى به ياد ندارى . گفت : چرا دارم ، به خدا از عكرمه چيزى شنيده‌ام كه كسى نشنيده‌است . گفتند بگو . اشعث گفت : از عكرمه شنيدم و او از ابن‌عباس و او از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيده بود كه فرمود : دو عادت پسنديده‌است كه در كسى جز مؤمن وجود ندارد . عكرمه يكى از آن دو را فراموش كرده‌بود و من ديگرى را .

اقبال و ادبار

در حديث آمده‌است : وقتى دنيا به كسى روى آورد ، خوبىهاى غير را به او مىدهد و چون پشت كند ، خوبيهاى خودش را مىگيرد .

قعود و جلوس

قعود و جلوس با اينكه هر دو به معناى نشستن هستند ولى در فرق آن دو گفته‌اند : قعود يعنى انتقال از بالا به پايين ، لذا به زمين‌گير گويند مقعد . ولى جلوس انتقال از پايين به بالاست در نتيجه عرب به كسىكه ايستاده‌است مىگويد اقعد ، يعنى از ايستادن به نشستن منتقل شو و به انسان خوابيده مىگويد اجلس يعنى از دراز كشيدن يا در حال سجده بودن ، بنشين .

بحث ادبى

گاهى تميز رفع ابهام نمىكند ، مثلًا تميزى كه تأكيد كننده چيزى است مانند
إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً
« 1 » ، البته اگر در تعريف تميز بگوييم : لفظى است كه شايستگى رفع ابهام دارد ، همان‌طور كه در تعريف دليل گفته‌اند كه بايد از علم به آن ، علم به چيز ديگرى حاصل شود .

نصب مفعول

از شرايطى كه موجب مىشود مفعول ، نصب دهد اين است كه با عامل خود در وجود
هامش
( 1 ) - توبه ، 36 .