است كه مىخواهد استراحت كند ، هر جا من استراحت كنم همانجا خانه من است .
نقاشى يا پزشكى
زمان ديوجانس ، نقاشى بود كه رشته طبابت را برگزيده بود . ديوجانس به او گفت : آفرين بر تو ، چون ديدى كه خطاء نقاشى آشكار است و خطاء پزشكى در چاه دفن مىشود ، نقاشى را ترك و طبابت را اختيار كردى .
پرخورى
ديوجانس انسان پرخور و چاقى را ديد ، به او گفت : بر اندام تو پارچهاى از دندانهايت بافتهاند .
تمسخر
بشار شاعر به حضور مهدى خليفه عباسى رفت . يزيد بن منصور حميرى ، دايى مهدى نيز آنجا بود . بشار قصيدهاى در وصف مهدى سرود . يزيد گفت : كار تو چيست اى شيخ ؟ بشار گفت : مرواريد سوراخ مىكنم . مهدى گفت : دايى مرا مسخره مىكنى ؟ بشار گفت : امير مىداند پاسخ داييش همان بود كه گفتم ، چون با اينكه مىبيند پيرمردى كور هستم ، باز چنين پرسشى مىنمايد . مهدى خنديد و جايزهاش داد .
صورت خط
صورت خط ، در چشم ظاهر سياه است و در چشم باطن سفيد .
زبان
خدا رحمت كند كسىكه بين دو فك خود را كنترل كند و بين دو دستش را رهاكند ( سخاوت داشتهباشد ) .
سخن يا گوينده
به گوينده ننگريد ، به گفتهاش بنگريد .
زبان
زبان بنىآدم هر صبح بر جميع اعضايش مشرِف مىشود و مىگويد : چگونه صبح كرديد ؟
همه گويند خوب اگر رهايمان كنيد . و مىگويند ، خدا را ! خدا را ! اعضا همه زبان را سوگند مىدهند و مىگويند ما به وسيله تو ثواب مىبينيم و عذاب مىشويم .
كثير عزه
در برخى كتابهاى تاريخى ديدم ، كثير عزه رافضى بود و خلفاء بنىاميه اين را