مسافرى كه تنها خوشبختى و بدبختى همراه دارد بايد بهترين زاد را با خود بردارد . در اين جهان ، از همين جهان براى خود زاد و توشهاى گيريد كه فرداى رستاخيز حافظ و نگهدارتان باشد .
بنده بايد از پروردگارش بترسد ، خويشتن را اندرز دهد ، توبه را مقدم دارد ، و بر شهوات خويش پيروز گردد . زيرا مرگش از نظرش پنهان است و آرزويش وى را فريب مىدهد .
شيطان هميشه همراه او است گناه و معصيت را پيش چشمش زينت مىدهد ، وى را در آرزوى توبه نگه مىدارد كه آن را به تأخير اندازد تا زمانى كه مرگ در حال غفلت كامل ، در برابرش آشكار گردد .
اى واى بر غافلى كه عمرش دليلى بر ضد او است ، و روزگارش او را به بدبختى و شقاوت بكشاند .
از خدا مىخواهيم كه ما و شما را از كسانى قرار دهد كه هيچ نعمتى آنها را مست و مغرور نمىكند و هيچ هدفى او را از اطاعت پروردگار باز نمىدارد و پس از فرا رسيدن مرگ پشيمانى و اندوه در او راه نمىيابد . « 1 »
تفسير آيه لا خوف عليهم و لا هم يحزنون
گفته شده خوف بر چيزى است كه انتظار آن مىرود و حزن بر چيزى است كه واقع شدهاست و البته اين صحيح نيست چرا كه در آيه
لَيَحْزُنُنِي
« 2 » مراد از يحزننى در اين آيه حزن براى امر قابل انتظار به كار رفته است . يعقوب مىگويد : اگر يوسف را ببريد در انتظار آن دو هستم . نيز ممكن است آيه را چنين معنا كرد . من از قصد تو محزون هستم . در اين صورت اعتراض ابنمالك به نحوىها از بين مىرود آنان لام ليحزننى براى ابتداء مىدانند و مضارع را ويژه حال قرار مىدهند و از اشتراك بين حال و استقبال خارج مىكنند .
گوشهگيرى غزالى
وقتى غزالى گوشهگيرى آغاز كرد ، و از تدريس در نظاميه بغداد سر باز زد ، نظام الملك بار ديگر تدريس را به او پيشنهاد كرد و وعده داد اگر تدريس را بپذيرد ، مناصب عاليه به او بدهد .
هامش
( 1 ) - نهجالبلاغه ، خطبه 64 .
( 2 ) - يوسف ، 13 .