اصلاح باطن
حارث همدانى از على عليه السلام نقل مىكند كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود : بندهاى نيست مگر اينكه باطنى و ظاهرى دارد ، هركس باطن خود را اصلاح كند ، خدا ظاهرش را اصلاح مىكند ، و هركه باطن خود را ويران كند ، خداوند ظاهرش را فاسد مىگرداند .
حلاج
وقتى حلاج را براى اعدام بردند ، دست راست و سپس چپ و سپس پايش را قطع كردند .
ترسيد كه رويش از كم خونى زرد شود ، دست قطع شدهاش را به صورتش زد تا خون آلود شود و زردى آن ديده نشود .
خط متقاطع
ابن كمونه در شرح تلويحات مىگويد : دو خط غير متناهى كه همديگر را قطع مىكنند و يكى از آنها از مخرج كره خارج شدهباشد ، اگر كره در حال حركت باشد و قطر كره از مقاطعه به موازات خارج شود ، اين دو خط از هم خلاص شوند و خلاصى در نقطهاى از خط با اينكه غير متناهى است به آن منتهى شده ، متصور است .
تواضع
در عيون اخبارالرضا عليه السلام آمدهاست كه امام اشعارى براى مأمون فرستاد كه : اگر آنكه گرفتار جهل او شدهام از من بدتر باشد ، در برابر جهالت او ، اظهار شخصيت نمىكنم . اگر كسى در خردمندى مانند من باشد ، حلم مىورزم كه بردبارى از من ارزندهتر است و اگر در علم و فضيلت از او كمتر باشم ، حق او را رعايت مىكنم .
در عيون اخبار رضا عليه السلام آمدهاست : از اشعارى كه امام رضا عليه السلام براى مأمون انشاد كرد عبارت است از :
اذا كان دونى من بليت بجهله * ابيت نفسى ان تقابل بالجهل
و ان كان مثلى فى محلى من النهى * اخذت بحلمى كى اجل عن المثل
و ان كنت ادنى منه فى الفضل والحجى * عرفت له حق التقدم والفضل
طرب
در كتاب ادب الكتاب آمدهاست : طرب حالتى است كه بهخاطر شدت سرور و يا نهايت جزع به انسان مىرسد ، و البته به معناى فقط فرح و خوشحالى نيست چنان كه بعضى چنين تصور كردهاند .