كارى جدى بميان مىآمد همچون شير بيشه مىخروشيد و مانند مار بيابانى به حركت مىآمد . پيش از حضور در محكمه قضاوت دليل اقامه نمىكرد . هيچكس را نسبت به كارش در آنجا كه امكان داشت عذرى داشتهباشد ، پيش از استماع عذرش ملامت نمىنمود . از هيچ دردى جز هنگام بهبودى شكايت نمىكرد . سخنى را مىگفت كه خود انجام مىداد و چيزى كه عمل نمىكرد نمىگفت اگر در سخن گفتن مغلوب مىشد در سكوت كسى بر او غلبه نمىيافت . بر شنيدن حريصتر بود تا گفتن . هرگاه دو كار برايش پيش مىآمد مىانديشيد كه كدام به هوا و هوس نزديكتر است ؛ با آن مخالفت مىورزيد . بر شما باد به داشتن اين اخلاق نيك ؛ از يكديگر در داشتن آنها سبقت گيريد و اگر قدرت انجام همهى آنها را نداريد ، بدانيد انجام كمى از آن بهتر از ترك بسيار است .
استعداد موعظه
كميل ابنزياد مىگويد : امير مؤمنان على بن ابىطالب عليه السلام دست مرا گرفت و مرا به سوى قبرستان كوفه برد . هنگامى كه به صحرا رسيديم آه پر دردى كشيد و فرمود : اى كميل ابنزياد ! اين دلها همانند ظرفهااست ، كه بهترين آنها ظرفى است كه حفظ و نگهداريش بيشتر باشد ، بنابراين آنچه را براى تو مىگويم از من حفظ كن .
مردم سه گروهند : اول علماى الهى ، دوم دانش طلبانى كه در راه نجات دنبال تحصيل علمند ، و سوم احمقان بىسروپا كه دنبال هر صدايى مىدوند و با هر بادى حركت مىكنند .
همانها كه با نور دانش روشن نشدهاند و به ستون محكمى پناه نبردهاند .
اى كميل ! دانش بهتر از مال است . دانش تو را پاسدارى مىكند ولى تو بايد مال را حفظ كنى . مال با انفاق كم مىشود ولى دانش با انفاق افزون مىگردد . پرورش يافتگان مال به مجرد زوال آن از بين مىروند ، ولى شاگردان دانش پايدارند .
اى كميل ابنزياد ! شناخت علم آيينى است كه با آن جزا داده مىشود ، به وسيله آن انسان در دوران حيات اطاعت فرمان خدا مىكند . و پس از وفات نام نيك از او مىماند ؛ و علم حاكم است و مال محكوم .
اى كميل ! ثروت اندوزان مردهاند . در حالى كه ظاهراً در صف زندگانند ؛ ولى دانشمندان تا دنيا برقرار است زندهاند . خود آنها از ميان مردم بيرون رفتهاند ، ولى چهره آنان در آينه دلها نقش شدهاست .
بدان در اينجا دانش فراوانى است . ( با دستش اشاره به سينه مباركش كرد ) ؛ اگر افراد