به فضيل گفتند : فرزندت مىگويد : دوست دارم در جايى باشم كه مردم را ببينم و مردم مرا نبينند . فضيل گريست و گفت : واى بر فرزندم . چرا حرفش را درست بيان نكرده و نگفته دوست دارم در جايى باشم نه مردم را ببينم و نه مردم مرا ببينند .
شرك خفى
عارف كاشانى در بارهى آيه شريفه
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ
« 1 » ، مىگويد : هر عملى كه انسان را به خدا نزديك سازد ، نيكى است و نزديكى به خدا زمانى ايجاد مىشود كه انسان از غير خدا اظهار بيزارى نمايد . بنابراين هركس چيزى را دوست داشتهباشد به همان اندازه محروم و در پنهانى براى او شريك دانستهاست چرا كه به غير خدا محبت يافته و خدا مىفرمايد :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ
« 2 » و كسىكه خواسته خود را بر خواسته خدا برترى دهد از سه راه از خدا دور شدهاست ، علاقه به غير ، شريك براى خدا و برترى دادن بر خدا . پس كسىكه خدا را بر خود برترى دهد و خواسته او را بر خواسته خود برتر شمارد ، دورى از خدا از بين مىرود و قرب ايجاد مىشود و در غير اين صورت محجوب باقى خواهد ماند . و اگر از مال ديگرى انفاق زياد كند باز هم از احسان بهره نبردهاست زيرا خدا از انفاق او باخبر است هرچند ديگران بىخبرند .
خمول
در كتاب احياء العلوم ، در بيان فوائد عزلت گفتهاند ، فائده ششم خلاصى از ديدار بيماران ( بيماران قلبى ) و جاهلان و تحمل گفتار و اخلاق آنان است ، چه اينكه نگاه به اينان ، موجب كورى كوچك است .
* به اعمش گفته شد چرا كور شدى ؟ گفت : بهخاطر نگريستن به بيماران .
* گفته شده كه ابوحنيفه بر اعمش وارد شد و به او گفت در اخبار آمدهاست كه وقتى خدا از كسى ديدهاش را بگيرد ، چيز بهترى به او خواهد داد . اينك عوض نيكى كه خدا به تو داده چيست ؟ اعمش گفت : بهتر از اينكه بيماران را نبينم و تو از آنانى ! و چه خوب سرودهاست : با
هامش
( 1 ) - آلعمران ، 92 .
( 2 ) - بقره ، 165 .