تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
خدا مىيابد . و البته همه اعتقاد دارند در آن شب كتاب ارزشمندى نازل شده‌است . صفدى در شرح لاميه المعجم گويد : مقدرات در شب قدر تعيين نمىشود چرا كه مقدرات پيش از آفزينش آسمان و زمين معين شده‌اند . مراد از شب قدر آن است كه مقدرات در آن شب اظهار مىشوند . انورى
بسا منكر كه آمد تيغ در مشت * مرا زد تيغ و شمع خويش را كشت بسا دانا كه از من گشت خاموش * درازيش از زبان آمد سوى گوش من از دامن چو دريا ريخته در * گريبانم ز سنگ طفلها پر

ابوتراب

مردى سنى مقدارى گندم كهنه براى يك شيعى فرستاد . شيعى گندم را عودت داد و مقدارى گندم تازه مخلوط با خاك براى وى فرستاد ، وى پذيرفت و اين دو شعر را براى او ارسال نمود . به جاى گندم ما ، گندمى براى ما فرستادى ، ما گندم كهنه خود را كنار گذاشتيم و گندم تازه‌تر آلوده به خاك را پذيرفتيم يعنى ابوترابى شديم .
بعثت لنا بذاك البريره * رجاء للجزيل من الثواب رفضناه عتيقاً وارتضينا * به اذا جاء و هو ابوتراب

ستم

على عليه السلام مىفرمايد : روز ستمديده بر ستمگر ، شديدتر است از روز ستمگر بر ستمديده . * يكى از سلاطين گفته است : من حيا مىكنم از اينكه ستم نمايم به كسىكه دادخواهى جز خدا ندارد . * يكى از صوفيان بر كسى گذشت كه به فرمان حجاج بر چوبه دار بود ، گفت : خدايا بردبارى تو نسبت به ظالمان پرضررتر است نسبت به بردبارى تو در باره‌ى مظلومان . شب در خواب قيامت را ديد كه خودش در بهشت است و همان به دار آويخته در عالىترين مراتب بهشت جاى گرفته‌است . در همان حال منادى ندا كرد : حلمى كه نسبت به ظالمان دارم ، مظلومان را در درجات برترين بهشت قرار مىدهد .