فقهاء ، سلاطين ، محدثان ، قاريان ، واعظان و زاهدان بهره مىبرند . شهرياران امور سياسى را قاريان و محدثان علوم مربوط به قرآن و حديث را كه اصول شرع هستند ، واعظان و زاهدان ، پند و اندرز مردم را عهده دارند .
بنابراين ، در سده اول از خلفا عمر ابنعبدالعزيز ، از فقهاء محمد بن على باقر عليهما السلام و قاسم ابنمحمد ابنابىبكر و سالم بن عبداللَّه عمر و حسن بصرى و محمد ابنسيرين و ديگران ، از قاريان عبداللَّه ابنكثير ، از محدثان شهاب زهرى و ديگران كه از تابعان و تابع تابعان مىباشند .
در سده دوم از خلفا مأمون ، از فقها شافعى و احمد بن حنبل كه البته در آن زمان هنوز مشهور نشده بود و لؤلؤى از ياران ابوحنيفه و اشهب از ياران مالك و از اماميه على بن موسى الرضا عليه السلام و از قاريان يعقوب حضرمى و از محدثان يحيى بن معاذ و از زاهدان كرخى مىباشند .
در سده سوم از خلفا المقتدر بالله ، از فقها ابوالعباس بن شريح شافعى و ابوجعفر طحاوى حنفى و ابنجلال حنبلى و ابوجعفر رازى امامى ، از متكلمان ابوالحسن اشعرى ، از قاريان احمد بن موسى بن مجاهد ، از محدثان ابوعبد الرحمن نسايى مىباشند .
در سده چهارم از خلفا القادر بالله ، از فقها ابوحامد اسفراينى شافعى و ابوبكر خوارزمى حنفى و ابومحمد عبد الوهاب مالكى و ابوعبداللَّه حسين حنبلى و مرتضى طرطوسى برادر وضاح شاعر و از متكلمان قاضى ابوبكر باقلانى و ابنفوزك و از محدثان حكم بن نسفى و از قاريان ابوالحسن جهامى و از زاهدان ابوبكر دينورى مىباشند .
در سده پنجم از خلفا المستظهر بالله ، از فقها ابوحامد غزالى شافعى و قاضى محمد بن مروزى حنفى و ابوالحسن راغوى حنبلى ، از محدثان رزين بن عبدرى و از قاريان ابوالفداء قلانسى مىباشند .
اينان افراد سرشناس زمانه بودهاند و البته مراد از هر قرن اين است كه قرن گذشته را گذرانده و در آغاز قرن بعد زنده بودهباشند . « 1 »
هامش
( 1 ) - مصنف خود دچار همان تأويلات شده كه مىخواست از آن فرار كند . بررسى تحولات تاريخى اينقدر آسان نيست كه بتوان به سادگى مجددين هر قرن را شناسايى كرد . پس ناچارم بگويم ايشان تصورات خود را ترسيم كردهاست .