دوست
سروده شدهاست : ادعاى دوستى در راحتى بسيار است ، دوستها در سختىها شناخته مىشوند .
دعوى الاخاء على الرّخاء كثيرة * بل فى الشدائد تعرف الاخوان
آتش
آتش در عرب بر چهارده صنف است :
1 - آتش مزدلفه ، آتشى كه در مشعرالحرام روشن مىكردند تا راه عرفه را بشناسند . گفته شده نخستين كسىكه اين آتش را برافروخت « قصى بن كلاب » بود .
2 - آتش استسقاء ، در جاهليت عرب پس از چند سال بىبارانى ، گياهان خشك را بر شاخ گاوها مىگذاشتند و به بيابان ميرفتند و بر كوه صعب العبورى آتش مىافروختند و دعا و تضرع مىكردند .
3 - آتش تحالف ، جاهلان عرب هنگام برقرار عهد ، آتش برمىافروختند و در آن نمك و كبريت مىريختند و مىگفتند اين آتش گواه سوگند ماست .
4 - آتش غدر ، مردى كه همسايه آزارى كرده در موسم حج در منى آتش مىافروخت و مىگفت اين آتش آزارى است كه فلان كس افروختهاست .
5 - آتش سلامت ، براى مسافرى كه به سلامت از سفر بازگشته مىافروختند .
6 - آتش زائر و مسافر ، اگر نمىخواستند مسافر برگردد آتش مىافروختند و درخواست هلاكت وى مىكردند .
7 - آتش حرب ، آتشى كه كه بر بلنديها مىافروختند تا همه از وقوع جنگ آگاه شوند . آن را ناراللاهية نيز گويند .
8 - آتش شكار ، آتشى كه براى نابينا ساختن صيد و آسانى شكار مىافروختند .
9 - آتش شير ، آتشى كه موقع ترس از حمله شير مىافروختند تا مانع حمله شير شوند .
10 - آتش سليم ، آتشى كه براى مار گزيده و شب بيدارى او مىافروختند .
11 - آتش سگ ، آتشى كه براى اينكه خود بيدار بمانند ، برمى افروختند .
12 - آتش فدا ، قبيلهاى كه در جنگ شكست مىخورد ، و مردمش اسير مىشدند ، آتش مىافروختند و زنها را شبانه تسليم دشمن مىكردند .
13 - آتش نشانه ، براى داغ كردن شتر و علامت گذارى وى مىافروختند .