تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
چگونه از آتش بهراسد مؤمن و حال آن‌كه اميرالمؤمنين تقسيم كننده بهشت و جهنم است .
اباالحسن لو كان حبك مدخلى * جحيماً فان الفوز عندى جحيمها فكيف يخاف النار من هو مؤمن * بان اميرالمؤمنين قسيمها

بليغ

بليغ كسى است كه كلام را مطابق با خواست قلبى خود به زبان آورد و الفاظ را به اندازه معنا خياطى كند و كلام بليغ كلامى است كه واژه‌اش متين و معنايش تازه باشد . * به باديه نشينى گفتند : بليغ‌ترين مردم كيست ؟ گفت : آنكه كمترين لفظ و بيش‌ترين بديهه را داشته‌باشد . * فخر رازى در تعريف بلاغت گويد : آنست كه آدمى با اداء الفاظ به كنه اراده خود برسد ، و از كم گويى خلل آور و طولانى كردن رنج آور پرهيز نمايد .

حال و قال

فيلسوفى گويد : همانطورى كه ظرفها را با صدايش مىشناسند . احوال درون و برون آدم را از گفتارش مىسنجيد .

حرف واو

ابوبكر بر كسىكه پارچه‌اى در دست داشت ، گذشت و به او گفت : پارچه را مىفروشى ؟ گفت ؛ لا يرحمك اللَّه ( اين جمله با وقف بعد از لا و بدون وقف دو معنا دارد ، خير ، خدا تو را رحم كند ، خدا تو را رحم نكند ) ابوبكر گفت : اگر پايدار شويد زبان شما را راست خواهم كرد چرا نگفتى لا و يرحمك اللَّه ( تا اينكه فقط جمله دعاييه باشد ) . البته اعتراض ابوبكر وارد نيست چرا كه چون ممكن است قصد وى از لا يرحمك اللَّه معنايى بوده كه محتاج واو نبوده‌است ! * مأمون از يحيى بن اكتم چيزى پرسيد ، يحيى ضمن پاسخ گفت : لا و ايداللَّه الامير ، مأمون گفت : اين « واو » چقدر ظريف و به موقع قرار گرفته‌است . *