تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
در جنت فردوس سرى را نگذارند * كز داغ غلامى تواش پته نباشد اين شكل و شمايل كه تو كافر بچه دارى * در چين و ختا و ختن چته نباشد چون موى شده‌است از غم تو خسر و مسكين * تا همچو رقيبت خنك و كته نباشد « 1 »

حكمت‌ها

شرافت با همت عالى محقق مىشود نه با استخوان پوسيده . دروغگو متهم است اگرچه دليلش واضح و لهجه‌اش صادق باشد . لغزش انسان در تزلزل قدم اوست . چه بسا كور به مقصد رسد و بينا خطا كند . با كسى دشمنى نكن زيرا دشمن يا عاقل است و يا جاهل پس از حيله عاقل و جهل جاهل بترس . از نكوهش غائبى كه اگر حاضر باشد در ستايشش مبالغه مىكنى حيا كن . از مدح حاضرى كه اگر غايب باشد مذمتش مىكنى حيا نما .

مثل‌هاى عرب

- هركه با تو تلاش مىكند با توست ، كسىكه به خود ضرر رساند تا به تو نفع برسد . - هرگاه با شاخ بازى مىكنى با صاحب شاخ همآورد باش . - بپرهيز كه زبانت گردنت را بر باد دهد . - وقتى گفته مىشود وزن كن ، سرش را پايين مىاندازد و غمناك مىشود . - چه بسا يك لقمه تو را از لقمه‌ها باز دارد . - چه‌بسا تيرى بدون تيرانداز ، چه‌بسا برادرى كه از مادرت نيست ، چه‌بسا سكوتى كه جواب است ، چه‌بسا ملامت شده‌اى كه بىگناه است ، چه بسا چشمى كه نمام‌تر از زبان است . - سوار شدن بر شير است نه راه رفتن بر گليم . - باد تابستان اندك هم باشد ، ابرها را پراكنده مىسازد . - چشم جوانمرد از زبانش خبر مىدهد . - صبحدم از قومى كه شبانه حركت كرده‌اند ستايش مىشود .
هامش
( 1 ) - اوچه و تته دو شهر از شهرهاى هند است ، لته به معناى پارچه كهنه و لباس مندرس آمده‌است ، پته به معناى كاغذ و كته به معناى پست و ناهموار است .