مار كوتاه در آغل است . اين آينه خاص اين صورت ظريف است . برهان غائب با خود اوست . ازدواج ، عشق را زايل مىكند . نصيحت عمومى موجب تفرقه است . اين عيب هم رو بقيه عيبها . چشم بادامى . آزاد مرد آزاد مرد است هرچند سختى به او رسد . از نوره هم كارى ساختهاست . مانند برادران معاشرت كنيد و مانند بيگانگان معامله نمائيد . قول و بول او يكى است . ماهى كه روزى ندارد روزهايش را مشمار . طبل زدن زير عبا . لغزش قلب به وسيله كنارههاى زبان و رنگ رخ آشكار شود . از مرگ فرار كرد در آن افتاد . زبانش تسبيح و قلبش ذبح مىكند . فلانى چون كعبه است ، زيارت مىشود و به ديدار كسى نمىآيد . فلان زن چون سوزن است مردم را مىپوشاند و خودش عريان است . هر چه پرواز كند بالهايش دور تر شود . هركه به بزرگى پدرانش ببالد عقيم است . از سعادت انسان اين است كه دشمنش عاقل باشد . عجول ، عجول است سلطان هم بشود همين است . آنكه كارى را استحكام بخشد ، به نتيجه رسيدهاست ، هرچند هلاك شود .
اسم عرب
گفته شده عربى بر گروهى گذشت ، به يكى از آنها گفت : اسم تو چيست ؟ پاسخ داد منيع ، از ديگرى پرسيد ، گفت : وثيق ، از سومى پرسيد ، گفت : شديد ، از چهارمى پرسيد ، گفت :
ثابت ، گفت : گمانم كه افعال را از اسماء شما گرفتهاند .
عمل حتى
در عبارت اكلت السمك حتى رأسها ، س در رأسها را به رفع و نصب و جر مىخوانى . رفع بنابر اينكه حتى براى ابتدا است و خبر آن محذوف است ، نصب بنابر اينكه حتى عطف باشد ، جر بنابر اينكه حتى از ادات جر باشد . فراء نيز مىگويد مىميرم و از حتى ناراحتم چرا كه حتى رفع و نصب و جر مىدهد .
اسم ساعات
عرب دوازده ساعت روز را نامگذارى كردهاست به دو صورت كه عبارتند از :
1 - ذرور - بزوغ - ضحى - غزاله - هاجره - زوال - دلوك - عصر - اصيل - صبوب - حدور - غروب .
2 - بكور - شروق - اشراق - راد - ضحى - متوع - هاجره - اصيل - عصر - طفل - حدور - غروب .
غير خدا
لبيد مىگويد : هر چيزى غير خدا باطل و هر نعمتى به ناچار نابود است .
الا كل شى ما خلا اللَّه باطل * و كل نعيم لا محاله زائل