اوائل ، فخر رازى در اطلاع از علوم ، سيف آمدى در تحقيق ، خواجه نصير طوسى در مجسطى ، ابنهيثم در رياضى ، نجم الدين كاشى ( كاتبى ) در منطق ، ابوعلى معرى در لغت ، ابوالعيناء در پاسخهاى سكوت آور ، مزيد در بخل ، قاضى احمد بن ابى داود در مروت و داورى بجا ، ابنمعتز در تشبيه ، ابنرومى در تطير ، صولى در شطرنج ، ابوحامد غزالى در جمع بين معقول و منقول ، ابوالوليد بن رشيد در تلخيص كتابهاى پيشينيان در فلسفه و طب و محيى الدين در علم تصوف .
عشق پولى
در نوادر خيال آمدهاست : مردى به زنى يهوديه نوشت . به خيال خودت فرمان ده تا بر من گذرى نمايد . زن در پاسخ نوشت : دو دينار برايم بفرست تا خود در بيدارى به ديدارت آيم .
قواى بدن در خواب
در هنگام خواب علاوه بر قوه مخيله ، قوه مفكره و حافظه و ساير قواى عقليه در فعاليت است ، پس كسىكه در خواب شير زندهاى مىبيند كه به سوى او مىآيد تا او را به درد ، قوه مفكره ماهيت درنده ضرر رسان را درك مىكند ؛ قوه ذاكره ، درندگى او را احساس مىكند ، قوه حافظه حركات او را مىفهمد ؛ و قوه مخيله همهى اينها را مىبيند و در خيال خود مىانگارد .
حجيت امر در خواب
صفدى مىگويد : در بارهى كسىكه پيامبر را به خواب ببيند كه او را به چيزى فرمان مىدهد ، آيا عمل بر طبق فرمان او واجب است يا نه ؟ فقهاء مىگويند : اگر آن فرمان موافق فرمان در بيدارى باشد ، دو وجه دارد ، و اگر فرمان او در خواب مخالف فرمان او در بيدارى باشد اگر بگوييم هركه پيامبر را ببيند ، رؤياى حقيقى است ، از باب تعارض ادله به اين دو فرمان توجه مىشود و على القائده ، به قوىترين اين دو عمل مىشود ، و البته امر در بيدارى رجحان دارد ، لذا عمل به چيزى كه مخالف امر در بيدارى مىشود ، صحيح نيست .
دروغ پذيرفته
گفته شده : روزى اشعب از راهى مىگذشت ، كودكان با وى به بازى پرداختند ، اشعب خواست آنها را از خود دور كند ، لذا به آنها گفت : واى بر شما كه سالم بن عبداللَّه خرماهاى صدقهاى عمر را تقسيم مىكند ، بچههابه سوى خانه سالم بن عبداللَّه هجوم آوردند ؛ اشعب نيز با آنها مىرفت و مىگفت : چرا نروم ، شايد واقعاً چنين باشد .