عزت نفس
پرستو لانهى خود را از گل و مو مىسازد و از همان مو مىخورد ، و از خوراك آدميان نمىخورد . شاعرى گفته از هرچه در اختيار مردم است دورى كن تا همه تو را دوست داشتهباشند ، مگر نمىبينى كه پرستو خوراك مردم را بر خود حرام كرده و بههمين خاطر در خانههايشان چون پيش زاده ( ربيبه ) اقامت دارد .
كن زاهداً فيما خوته يدالورى * تضحى اى كل الانام حبيبا
او ماترى الخطاف حرم زادهم * فغداً مقيماً فى البيوت ربيباً
حسن ظن
بزرگى گفته : بايد براى لغزش دوستت ، هفتاد عذر بياورى . هرگاه دلت آسوده نشد به قلب خود بگو چقدر تيره دل هستى ؟ با اينكه برادرت هفتاد عذر آورده ، باز هم عذر او را نمىپذيرى ؟ با اينحال تو خود را مورد سرزنش قرار مىدهى نه او را .
ابوسعيد
دل از نظر تو جاودانى گردد * غم با الم تو شادمانى گردد
گر باد بدوزخ برد از كوى تو خاك * آتش همه آب زندگانى گردد
*
اى نه دله ده دله هر ده يله كن * صراف وجود باش و خود را چله كن
يك صبح به اخلاص بيا بر در دوست * گر كام تو برنيارد آنگه گله كن
مساحت زمين
پدرم به خط خودش نوشته : زمينى است ، درختى بلند قامت دارد كه ارتفاع آن براى ما نامعلوم است گنجشكى در نيمه روز كه خورشيد در اول درجه جدى بوده و در شهريست كه عرض آن بيست و يك درجه است از سر همان درخت به سوى زمين به حركت آمد و در يك نقطهاى از سايهى آن درخت به زمين نشست .
صاحب آن زمين از بيخ درخت را تا همان نقطه كه گنجشك نشسته بود به زيد و از همان نقطه تا كنار سايه به عمرو و از كنار سايه تا برابر با سايه ارتفاع درخت را به بكر فروخت و بالاخره نهايت مايملك خود را به عنوان فروش در اختيار نامبردگان گذارد . طولى نكشيد درخت از ريشه كنده شد و مقدار سايه و محلى كه گنجشك روى زمين قرار گرفته بود ، نامعين گشت . اينك لازم است مساحتى را كه نامبرده به خريداران فروخته تسليم آنان