تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
غير اين عقل تو حق را عقلهاست * كه بدان تدبير اسباب شماست غير از اين معقولها معقولها * يا بى اندر عشق با عز و بها عشر امثالت دهد تا هفتصد * چون ببازى عقل در عشق صمد

تفسير آيه تبين

ذيل آيه
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا
« 1 »
،
هرگاه فاسقى خبرى براى شما آورد تفحص كنيد تا حقيقت آن براى شما آشكار شود . بيضاوى تبينوا را به معناى فتعرفوا و تفصحوا معنا كرده‌است . وى نيز افزوده‌است رسول خدا وليد بن عتبه را به عنوان جمع آورى صدقات نزد قبيله بنىمصطلق فرستاد . وليد سابقه عداوت با اين قبيله داشت ، مردم كه خبر آمدن نماينده پيامبر را شنيده بودند به استقبال شتافتند . وليد تصور كرد آنان براى جنگ آمده‌اند . با همين تصور بازگشت و به رسول خدا گفت : قبيله همه مرتد گشته و آماده كارزار شده‌اند . رسول خدا آماده جنگ شد كه آيه مزبور نازل شد و ضمن بيان فسق وليد ، تأنى پيامبر را خواستار شد . مفهوم آيه پذيرش خبر عادل بدون تفحص است چرا كه وقتى شرطى ذكر شد ، اگر شرط نبود ، مشروط نيز از بين مىرود . حمزه و كسايى فتثبتوا خوانده‌اند ، يعنى وقتى فاسقى خبر آورد ، توقف كنيد تا مسأله براى شما روشن شود . مراد از اسم فاعل ( فاسق ) معناى واحد و وصف عنوانى با هم است ، لذا آنچه كه در پايان آيه آمده‌است ، علت تأنى است . يعنى اگر فاسق واحد آمد ، تبين لازم است نه اينكه تبيّن متعلق به مطلق فسق شود ؛ چرا كه در اين صورت عمل بر طبق شياع باطل مىباشد چرا كه جايى براى تأنى و دقت باقى نمىماند . علاوه اينكه لزوم تأنى در آيه مربوط به خبرى است كه منجر به قتل و خونريزى مىشود . و اگر خبر از اخبارى باشد كه موجب قتل نمىشود ، تبين هم لزومى نخواهد داشت . پس استدلال به آيه براى حجيت خبر واحد عادل است نه غير آن ، لذا حرف برخى اصوليين قابل دقت است .

تقدم و تأخر لهو

در تفسير آيه
وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها وَ تَرَكُوكَ قائِماً قُلْ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ مِنَ اللَّهْوِ
هامش
( 1 ) - حجرات ، 6 .