كنايه از مقلوب آن يعنى مسلط است . يعنى كسىكه بر اين فن مسلط است و بر ديگران مسلط شود .
طلسم از سحر آسانتر و به حق نزديكتر است . سكاكى كتاب مهمى در فن طلسم نوشتهاست .
نامه تهديد
در كتاب خمسين از رجال السالكين نامه زير كه علاءالدين ابنكيا حاكم الموت در پاسخ نامه تهديدآميز امير شام نوشته ، آوردهاست .
در شگفتم از كسىكه كار مهمى انجام داده كه تاكنون نشنيدهام و انتظارش نكشيدهام .
اى كه مرا به شمشير تهديد كردهاى ، پهلوى من نخفته است كه آن را به خاك برسانى . تو چون كبوترى در چنگال باز هستى ، و يا چون كسىكه از كفتار براى دستگيرى شير بيشه بهره برد ، و يا چون كسىكه با انگشت خود جلو دهان افعى را بگيرد ، حال انگشتانش براى او كافى است .
و نيز گفته : از نامه تهديد آميزت به تفصيل و اجمال با خبر شدم ، عجب از مگسى كه بر گوش فيل نشسته ، عجب از پشه كه در شمار تمثال درآيد . پيش از تو برخى همين تهديدهارا داشتند ، ما آنها را از پاى درآورديم . آنان ادعاى باطل كردند و بهدست حق نابود شدند ، به زودى ظالمان مىفهمند كه پيروزى با كيست . اگر گمان كردهاى كه سر از بدنم جدا مىكنى و حلقههاى ما را كه بر فراز كوهها بنا شده نابود كنى ، آرزويى دروغ و خيالى بىاساس در سر پروراندهاى ، بعيد است كه جوهر بوسيله عرض نابود شود و جسم بوسيله مرض از پا بيفتد . اگر بخواهيم به ظواهر و منقولات بپردازيم و باطن و معقول را رهاكنيم ، بايد به قدر عقل مردم با آنان سخن گوييم . رسول خدا براى ما الگويى نيكو است كه فرمود :
هيچ پيامبرى به اندازه من آزار نديد ، و تو مىدانى بر سر اهل بيت او و پيروان و ياران و عترت او چه آمد . سپاس خدا را براى همه حال كه ستم ديدهايم و ستمگر نبودهايم ، غصب شدهايم و غاصب نبودهايم ، شما حال ما را مىدانيد و از آنچه از دست مىدهيد باخبريد و از مرگى كه بدان نزديك مىشويد مطلع هستيد . حال اگر راست مىگوييد در انتظار مرگ بمانيد . البته حال شما نشان مىدهد كه هرگز آرزوى مرگ نخواهيد كرد و خدا از حال ستمگران با خبر است .
پس لباس زلت بپوش و پوستين بلا بر خود بيفكن زيرا كه به زودى از خود تو بر تو چيره