تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥

معما

نام چه پرنده‌اى است كه بخشى از آن نام شهرى است در شرق و تصحيف آن نام ظرف آبخورى و بقيه آن اگر مقلوب و تصحيف و مضاعف شود نام گروهى غربى باشد .
ما اسم طير شطره بلدة * فى الشرق من تصحيفها مشربى و ما بقى تصحيف مقلوبه * مضاعفاً قوماً من المغرب
پاسخ قمرى است كه قم نام شهرى است و تصحيف آن ( فم ) نام دهان است و بقيه آن ( رى ) اگر مقلوب ( ير ) و مصحف ( بر ) و مضاعف ( بربر ) نام قومى خواهد بود . در شرح اين معما گفته شده‌است : پرنده‌اى است كه بخشى از آن نام شهر قم است و بخش ديگر آن ( رى ) مايه شادابى است ، همه كلمه به جز حرف آخر آن قمر شود كه شب از مشرق به مغرب سير مىكند ، دو حرف وسط آن ( مر ) به معناى ترياك است ، براى كسىكه حيوان سمى او را گزيده آسودگى مىآورد ، حرف اول و آخر آن مقلوب يق و مصحف بق است كه به معناى پشه است كه گاه فيلى را نابود مىكند ، اگر حرف اول آن را برداريد ( مرى ) مىشود كه مسير خوردن و آشاميدن است . خاقانى
خركى را به عروسى خواندند * خر بخنديد و شد از قهقهه سست گفت من رقص ندانم بسزا * مطربى نيز ندانم به درست بهر حمالى خوانند مرا * كآب نيكو كشم و هيزم چست

بعد از مرگ

عربى بيابانى بر قبر هشام ايستاد ، و در همان حال يكى از خادمان هشام بر قبر مىگريست و مىگفت : مىدانى پس از تو چه به سرم آمد ؟ عربى گفت : اگر او توان داشت بگويد با چه سختيهايى دست و پنجه نرم كرده ، از سختى تو هم خبر مىداد . علينقى
بيتاب تنى كه پيچ و تابش پيداست * بى ظرف دلى كه اضطرابش پيداست راز دل پر عشق نگردد ظاهر * تا نيمه بود شيشه شرابش پيداست
*
حقه پر او از ز يك در بود * گنگ شود چونكه ز در پر بود