تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
عرفى
خوش آنكه شراب همتم مست كند * آوازه‌ى اميد مرا پست كند گر دست زنم به كام در دست دگر * شمشير دهم كه قطع آن دست كند
*
مكن در كارها زنهار تأخير * كه در تأخير آفتهاست جانسوز به فردا افكنى امروز كارت * ز كنديهاى طبع حيلت آموز قياس امروز گير از حال فردا * كه هست امروز تو فرداى ديروز

خمول

يكى از سلاطين بنىاسرائيل خانه‌اى وسيع و مزينى ساخت . سپس پرسيد عيب آن كجاست ؟ كسى عيبى در آن نيافت جز سه نفر ، گفتند : دو عيب دارد ، اول اينكه ويران مىشود . دوم آنكه صاحبش مىميرد . سلطان گفت : خانه‌اى هست كه اين دو عيب در آن نباشد ؟ گفتند : خانه آخرت . سلطان ترك حكومت كرد و مدتى با آنان به عبادت شد و سپس از آنان خداحافظى كرد . عابدان گفتند : از ما بدى ديديد كه ما را ترك مىكنى ؟ سلطان گفت : نه ، شما مرا مىشناسيد و با آن سابقه مرا احترام مىگذاريد ، سوى كسى روم كه مرا نشناسد .

همنشينى با شاهان

از زاهدى پرسيدند آميزش با پادشاهان و وزيران چگونه است ؟ گفت : كسىكه با آنها آميزش نداشته‌باشد و بر بيش از واجب اضافه نكند ، نزد من از كسىكه شبها قيام و روزها روزه مىگيرد و حج بجا مىآورد و در راه خدا مجاهده مىكند ، برتر است . گويم
اى خواجه به كوى اهل دل منزل كن * وز پهلوى اهل دل دلى حاصل كن خواهى بينى جمال معشوق ازل * آيينه تو دلست رو در دل كن

غفلت

غفلت قلب از خدا از بزرگترين عيبها و گناهان است هرچند اين غفلت در لحظه‌اى اتفاق افتد ، تا آنجا كه صاحبدلان ، غافل را در حال غفلت ، از كفار مىدانند . چنان كه عطار مىگويد .
هر آنكو غافل از حق يك زمان است * در آن دم كافر است اما نهان است اگر آن غافلى پيوسته بودى * در اسلام بر وى بسته بودى