تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢

همنشينى اهل حال و كمال

گر پاى نهند بجاى سر * در راه طلب زيشان مگذر كه نمىدانند ز شوق لقا * پا را از سر سر را از پا يارب يارب كه بهايى را * آن عمر تباه ريايى را حظى ز صداقت ايشان ده * توفيق رفاقت ايشان ده
باشد كه شود ز فنا منشان * نه اسم و نه رسم و نه نام و نشان

توبه از خطاها

اى داده خلاصه‌ى عمر بباد * وى گشته به لهو و لعب دلشاد وى مست زجام هوا و هوس * يك ره ز شراب معاصى بس زين بيش خطيئه پناه مباش * مرغابى بحر گناه مباش از توبه بشوى گناه و خطا * وز توبه بجوى نوال و عطا نوميد مباش ز عفو إله * اى مجرم عاصى نامه سياه گرچه گنه تو ز عد بيش است * عفو و كرمش از حد بيش است عفو ازلى كه برون زحد است * خواهان گناه فزون زعد است ليكن چندان در جرم مپيچ * كه مكان صلح نماند هيچ تا چند كنى اى شيخ كبار * توبه تلقين بهايى زار گر توبه‌ى روز بشب شكند * وين توبه به روز دگر فكند عمرش بگذشت بليت و عسى * در توبه‌ى صبح شكست مسا اى ساقى دلكش فرخ فال * دارم ز حيات هزار ملال در ده قدحى ز شراب طهور * بر من بگشا در عيش و سرور كه گرفتارم به غم جانكاه * زين توبه سست بتر ز گناه وى ذاكر خاص بلند مقام * آزرده دلم ز غم ايام زين ذكر جديد فرح افزاى * غمهاى جهان ز دلم بزداى ميگو با ذوق و دل آگاه * اللَّه اللَّه اللَّه اللَّه كاين ذكر رفيع همايون فر * وين نظم بديع بلند اختر در بحر غريب چو جلوه نمود * درهاى فرح بر خلق گشود
آن را بر خوان به نواى حزين * وز قمه‌ى عرش بشنو تحسين
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 152 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى