ميسر نيست . اين مهم حساسيت كار مترجم را دو چندان مىكند و لذا براى هر چه بهتر شدن كار ترجمه و ارائه ترجمه صحيحتر ، شروطى ترسيم شده است . اين شروط عبارتند از :
1 - آشنايى با زبان مبدأ و مقصد
از اركان مهم ترجمه آشنايى كامل با زبان مبدأ و مقصد است ، باز يادآورى مىشود كه اين آشنايى بايستى تام بوده و به جزئيات دستورى و گفتارى هر دو زبان ، همچنين واژههاى مأنوس و نيز اصطلاحات آن دو ، سرايت كند . بديهى است كوچكترين نقص در اين مهم ، به همان اندازه از درست بودن ترجمه مىكاهد .
2 - آشنايى با متن
مترجم مىبايست با متن آشنايى داشتهباشد ، اين امر خصوصاً در متون تخصصى و حتى نيمه تخصصى ضرورى به نظر مىرسد . عدم آشنايى مترجم با متن موجب خروج ترجمه او از ترجمهى فنى شده و حاصل آن چيزى جز ارائه متن عاميانه به جاى متن تخصصى نخواهدبود .
3 - امانت دارى
از برجستهترين ويژگيهاى مترجم ، امانت دارى اوست . متنى كه در اختيار او قرار گرفتهاست چون مردهاى بىجان بر سكوى غسالخانه است كه غسال به هر شكل كه بخواهد با او رفتار مىكند و او قدرت هيچ عكسالعملى را ندارد . بى ترديد ترجمه نادرست ، نه تنها موجب ارائه مفهومى ناقص به مخاطب مىشود ، بلكه هتك حرمت جدى ماتن اوليه است و اين از گناهان بزرگ شمرده مىشود .
4 - بهرهگيرى از منابع بهتر
مترجم در ترجمه لغوى واژهها بايد به كتابهاىلغوى معتبر رجوع كند . طبعاً كتابهائى كه نگارش آنها به زمان نگارش متن نزديكتر باشد در اولويت قرار دارند چرا كه گذشت زمان در تغيير مفاهيم الفاظ بىتأثير نيست .
5 - استفاده از واژههاى مناسب
هرچند برخى ترادف را در لغت عرب نمىپذيرند و مىگويند هر كدام از واژههاى مترادف براى حالتى از حالات خاص موضوع ، وضع شدهاست ، ولى گاهى اين حالات چنان به هم نزديك است كه عرف جز ترادف از آن چيزى درك نمىكند . البته علومى چون وجوه و نظائر در همه لغات و حتى لغت عرب همين موضوع را بررسى مىكند . مترجم بايستى سعى كند در مقابل هر واژهاى از متن ، معادلى كه نزد مخاطب مأنوستر است تهيه نمايد .