تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
آنان گفته‌اند : اگر ما تنزل كرده و حسن و قبح عقلى را بپذيريم ، ما و شما در اعتقاد به اين مساوى هستيم ، ما مىتوانيم وجوب عقلى شكر منعم را باطل و سستى اعتقاد شما را واضح كنيم و بگوئيم بدون نقل ، شكر منعم اثبات نمىشود . زيرا دليل شما بر حسن و قبح عقلى ، خوف عقاب است و اين صحيح نيست چرا كه در صورت شكر هم آن خوف وجود دارد زيرا كمترين صاحب عقلى مىگويد : هرگاه حاكمى مطلق كه شرق و غرب عالم از اوست ، وقتى سفره‌اى براى تمام رعايا افكند و آن را پر از نعمت كند ، حال درويشى بر سر سفره حاضر گردد و پادشاه لقمه‌اى از آن سفره به او دهد و از لقمه خود تعريف كند ، تعريف او زشت است . بىشك تمام نعمتهاى خدا به ما همانند آن لقمه پادشاه است به بينوا ، و بلكه از آن هم به مراتب كوچكتر ، بنابراين عقل حكم مىكند كه شكر او نكنيم . در پاسخ اين دليل بزرگان ما مىگويند : دليل شما كلامى خيالى و پر عيب بوده كه نه تشنه‌اى را سيراب و نه صلاحيت اصلاح شدن دارد . چه اينكه ستايش از لقمه ناچيز سخريه است ولى مثالى كه ما براى دليل خود مىآوريم چنين است : اگر در گوشه‌اى تنها ، و در دخمه‌اى هولناك ، فقيرى لال و بيچاره ، بىدست و پا و كر و كور كه نه شب و روز را مىشناسد و نه حواس او چيزى درك مىكند و . . . ، اگر پادشاه او را از آن كنج به در آورد ، و به او زبان دهد و اركان جسم او را تقويت كند و چشم و گوش دهد و . . . فقير در مقابل آن ملك اگر شكر نگويد و رفتار او چون حالت قبل او باشد ، قابل نكوهش همه است و مستوجب اهانت و خذلان مىباشد . پس دليل شما لازم است از صفحه كتابتان حذف شود . و مثالتان مىبايست رد گردد و حفظ نشود چه اينكه طبع سالم آنها را نمىپذيرد و ذهن ثابت به آن خشنود نمىشود . سلام بر كسىكه از هدايت پيروى كرد و درود بر سيد ما پيامبر قرآن و ياران طاهرش .

تزكيه

اوميرس مىگويد : اخلاق بد خود را متهم ساز ، كه اگر اين اخلاق در دنيا به نتيجه رسيد چون هيزم براى آتش و آب براى ماهى است . و چون از خواسته‌اش باز دارى و بين او و بين خواسته‌ها مانع شوى ، چون آتش بىهيزم خاموش شود و چون ماهى بىآب هلاك شود .

چشم بصيرت

همچنين مىافزايد : چون مردمك چشم گاه درد و بيمارى از ديدن نور خورشيد محروم است ، نيز چشم بصيرت چون از پيروى خواسته‌ها و آميزش آدميزادگان ناراحت شود ، از