تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
ادراك انوار قدسى و چشيدن لذات انسانى محروم و محجوب است .
اسير لذت تن مانده‌يى و گرنه ترا * چه عيشهاست كه در ملك جان مهيا نيست
ابوسعيد
مردان رهش ميل به هستى نكنند * خودبينى و خويشتن پرستى نكنند آنجا كه مجردان حق مىنوشند * خمخانه تهى كنند و مستى نكنند
به ربيع بن خيثم گفتند : چگونه نديده و نشنيده‌ايم كه از كسى غيبت كنى ؟ گفت : از خودم خشنود نيستم چه رسد به نكوهش ديگرى بپردازم .
لنفسى ابكى لست ابكى لغيرها * لنفسى عن نفسى عن الناس شاغل

نجوا با امام رضا عليه السلام

سروده‌اى در محرم سال 1008 هنگام بازگشت از مشهد مقدس .
نگشود مرا زيارتت كار * دست از دلم اى رفيق بردار گرد رخ من ز خاك آن كوست * ناشسته مرا به خاك بسپار رنديست ره سلامت اى دل * من كرده‌ام استخاره صد بار
سجاده‌ى زهد من كه آمد * خالى از عيب و عارى از عار پودش همگى ز تار چنگست * تارش همگى ز پود زنّار خالى شده كوى دوست از دوست * از بام و درش چه پرسى اخبار كز غير صدا جواب نايد * هر چند كنى سؤال تكرار گر مىگويى كجااست دلدار * آيد ز صدا كجاست دلدار افسوس كه تقوى بهايى * شد شهره برندى آخر كار

حاجت از خدا و غير او

ابن عباس گويد : نزديك‌ترين حالتى كه انسان به خدا دارد زمانى است كه از او چيزى مىخواهد و دورترين حالتى كه از انسانها دارد زمانى است كه از آنان چيزى مىخواهد .

پارسايى و دانش

يكى از بزرگان مىگويد : كسىكه علمش افزايش و زهد او افزوده نگردد ، دورى او از خدا اضافه شده‌است .

نگارش

جنيد گويد : بر يكى از بزرگان سير و سلوك وارد شدم ، ديدم مشغول نوشتن است . گفتم : تا
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 133 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى