از در رزاق رو برتافتى * بر در گبرى روان بشتافتى
بهر نانى دوست را بگذاشتى * كردهاى با دشمن او آشتى
خود بده انصاف اى مرد گزين * بى حياتر كيست من يا تو ببين ؟
مرد عابد زين سخن مدهوش شد * دست خود بر سر زد و بىهوش شد
اى سگ نفس بهايى ياد گير * اين قناعت از سگ آن گبر پير
بر تو گر از صبر نگشايد درى * از سگ گرگين گبران كمترى
گويم
ترككان چون اسب يغمايى كنند * هر چه بپسندند غارت مىكنند
ترك ما برعكس باشد كار او * حيرتى دارم زكار و بار او
كافر است و غارت دين مىكند * من نمىدانم چرا اين مىكند
*
روز از دود دلم تاريك و تار * شب چو روز آمد زآه شعله بار
كارم از هندى و زلفش واژگون * روز من شب شد شبم روز از جنون
شكر منعم
از جمله ادله وجوب شكر منعم كه توسط بزرگان شيعه ( قدس اللَّه سرهم و اعلى فى الفردوس قرارهم ) بيان كردهاند ، وجوب عقلى است هرچند كه دليل نقلى نباشد . هركس با چشم عقل بنگرد به قوا و حواس باطنى و ظاهرى كه به او هبه شدهاست و با نور فطرت در تركيب بدنش و ظرايف مهم خود تأمل كند ، و بصيرتش را به سوى نعمتهايى كه در آن افتاده و اصناف نعمتهايى كه مقدار ندارد ، و توان محدود شدن آن نيست ، گسيل كند ، بىشك عقل او حكم قاطع مىكند كه هركس اين نعمتها و منتهاى عظيم به وى داده سزاوار شكر است و نبايد كفران شود و قساوت قاطعانه دارد كه هركس از شكر اين الطاف بزرگ دورى گزيند و از حمد و ستايش نعمتهاى پى در پى شبانه روز و مخفى و علنى ، خود را به غفلت زند ، مستوجب نكوهش و عتاب است بلكه مستحق نكوهش و عذاب سخت است .
اشاعره كه دلائل سست بر ابطال حسن و قبح عقلى آوردهاند و قضاياى بىجان را به جاى برهان قاطع مطرح كردهاند ، و حسن و قبح را در حسن و قبح شرعى محصور كردهاند ، خواستهاند انديشمندان شيعه را به پيروى عقائد خود بخوانند .