تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧

دانش عقلى يا نقلى

كسى كه از علوم دينى اعراض كند و وقت خود را صرف فنون فلسفى نمايد زود است كه خورشيد عمرش خاموش شود و زبان حالش گويد .
تمام عمر با اسلام در داد و ستد بودم * كنون مىميرم و از من تب زنار مىماند

خمول

دورى از مردم راه محكمى است ؛ چه اينكه در حديث آمده‌است فرار از مردم چون فرار تو از شير باشد . پس خوشا به حال كسىكه فضائل و مزاياى او را نشناسند كه او از دردها و اندوها بدور است . پس فرار كن ، فرار ؛ و بشتاب ، بشتاب به سوى رهايى از آنها . نشانه‌ى صحت اين سخن به اين آشكار شود كه مشهور شدن به فضائل از جمله آفات است و آنكه اسمش مخفى است از هراسها در امان است . پس نفس خود را در زاويه عزلت قرار ده كه عزلت آدمى ، عزت اوست .
كرديم دلى را كه نبد مصباحش * در گوشه‌ى عزلت از پى اصلاحش وز فر من الخلق برآن خانه زديم * قفلى كه نساخت قفلگر مفتاحش

نگارش كتاب

شيخ ابوالحسن الخرقانى ، كه اسم وى على بن جعفر است از بزرگان صاحبدلان است . وى شب عاشوراى 425 وفات يافت . او در نكوهش دانشمندانى كه وقت خود را در نگارش كتاب مىگذرانند مىگويد : وارث پيامبر كسى است كه در كردار و رفتار از پيامبر پيروى كند . نه آنكه همواره روى ورقها را با قلمها سياه كند . به او گفته شد صدق چيست ؟ گفت : آنچه دل پيش از زبان بگويد . حسن يزدى
آن روز زدل غم جهان برخيزد * زنگ غم از آيينه‌ى جان برخيزد كاين تيره غبار آسمان بنشيند * وين توده‌ى خاك از ميان برخيزد
خاقانى
خواهى طيران بطور سينا * نزديك مشو به پور سينا دل در سخن محمدى بند * اى پور على ز بوعلى چند
گويند
بد بسى كردى نكو پنداشتى * هيچ جاى آشتى نگذاشتى
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 127 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى