تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 125

مساهمون:

ص١٢٥
بنابراين از نديمى سلطان و ظاهر حال او مغرور نباش ، بلكه با چشم باطن به گرفتارى و سرانجام حال او و نتيجه كردارش بنگر .
آن خون گرفته يى كه تو ساقى او شوى * پيدا شراب نوشد و پنهان جگر خورد

اسرار

اى دانشجوى راغب ، من با تو به اندازه عقل و عرفانت مىگويم ، چرا كه شأن اسرار نهفته بالاتر از مرتبه و شأن تو باشد . پس متوقع شنيدن امر مخفى شراب مهر شده ( رحيق مختوم ) نباش ، چون تو توان نوشيدن آن را ندارى و امثال تو توان راه يا بى اين طريق را ندارند .
جام ياقوت و شراب لعل خاصان را رسد * عام را كهنه سفال و دردئى اندر خور است
پس اگر از مرحله عوام پا فراتر نهادى ، و اهل بصيرت و فهم گشتى ، من به تو از شراب مرحله دوم مىچشانم و از اين عطيه تو را محروم نكنم . پس به شرابى كه در حباب است ، قانع باش و طمع از شراب در جام شراب بردار . گويم
باده خواهى باش تا از خم برون آرم كه من * آنچه در جام و سبو دارم مهيا آتش است

نسيم قدسى

گاهى از عالم قدس نسيمى از نسيم انس بر دل ياران دين و پرهيزكار از دنيا مىوزد و به‌همين مشام روح آنها عطرآگين مىشود و روح حقيقت در استخوان پوسيده اشباحشان جريان مىيابد و با همين نسيم زشتى غوطه‌ور شدن در كثافات جسمانى را درك مىكنند و معتقد به پستى گذشته خود در گودالهاى زنجير هيولايى مىشوند و با اين حال به راه رشد متمايل شده و از خواب غفلت در مبدء و معاد متنبه مىگردند . ولى اين تنبيه بسرعت پايان پذيرد و مضمحل گردد كه‌اى كاش تا حصول جذبه خدايى مىماند و پستى عالم را از آنها مىزدود و از پليدى دار فريب تطهير مىنمود . پس از آن زمان و از بين رفتن اين نسيم قدسى و پايان يافتن آن نفس روحانى به حال نخست بر مىگردند و در كثافات فرو مىروند و بر آن حال بلند گذشته تأسف مىخورند و زبان حالشان اگر از اصحاب كمال باشند ، چنين به گفتگو در آيد و تمناى دگر كند .
تيرى زدى و و زخم دل آسوده شد از آن * هان اى طبيب خسته دلان مرهم دگر