لقمه تخمست و برش انديشهها * لقمه بحر و گوهرش انديشهها
اين سخن گفتند اهل دل تمام * جهل و غفلت زايد از نان حرام
زايد از نان حلال اندر دهان * ميل خدمت عزم رفتن از جهان
گويم
قد صرفناالعمر فى قيل و قال * يا نديمى قم فقد ضاق الجمال
واسقنى تلك المدام السلسبيل * انهاتهدى الى خير السبيل
واخلع النعلين يا هذاالنديم * انها نار اضاءت للكليم
هاتها صهباء من خمر الجنان * دع كؤوساً واسقنيه بالدنان
ضاق وقت العمر عن آلاتها * هاتها من غير عصر هاتها
قم ازل عنى بها رسم الهموم * ان عمرى ضاع فى علم الرسوم
علم رسمى سر بسر قيل است و قال * نه از آن كيفيتى حاصل نه حال
طبع را افسردگى بخشد مدام * مولوى باور ندارد اين كلام
علم نبود غير علم عاشقى * مابقى تلبيس ابليس شقى
هر كه نبود مبتلاى ماه روى * اسم او از لوح انسانى بشوى
سينهى خالى ز مهر گلرخان * كهنه انبانى است پر از استخوان
گر دلت خالى بود از عشق يار * سنگ استنجاى شيطانش شمار
وين علوم و وين خيالات و صور * فضلهى شيطان بود بر آن حجر
تو به غير علم عشق از دل نهى * سنگ استنجا به شيطان مىدهى
شرم بادت زانكه دارى اى دغل * سنگ استنجاى شيطان در بغل
لوح دل از فضلهى شيطان بشوى * اى مدرس درس عشقى هم بگوى
چند چند از حكمت يونانيان * حكمت ايمانيانرا هم بخوان
دل منور كن به انوار جلى * چند باشى كاسه ليس بوعلى
سرور عالم شه دنيا و دين * سؤر مؤمن را شفا گفت اى حزين
سؤر رسطاليس سؤر بوعلى * كى شفا گفتش نبى معتلى
سينهى خود را بر او صد چاك كن * دل از اين آلودگيها پاك كن
با دف و نى دوش آن مرد عرب * وه چه خوش مىگفت از روى طرب
ايها القوم الذى فى المدرسه * كلما حصلتموه وسوسة