تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
لقمه تخمست و برش انديشه‌ها * لقمه بحر و گوهرش انديشه‌ها اين سخن گفتند اهل دل تمام * جهل و غفلت زايد از نان حرام زايد از نان حلال اندر دهان * ميل خدمت عزم رفتن از جهان
گويم
قد صرفناالعمر فى قيل و قال * يا نديمى قم فقد ضاق الجمال واسقنى تلك المدام السلسبيل * انهاتهدى الى خير السبيل واخلع النعلين يا هذاالنديم * انها نار اضاءت للكليم هاتها صهباء من خمر الجنان * دع كؤوساً واسقنيه بالدنان ضاق وقت العمر عن آلاتها * هاتها من غير عصر هاتها قم ازل عنى بها رسم الهموم * ان عمرى ضاع فى علم الرسوم علم رسمى سر بسر قيل است و قال * نه از آن كيفيتى حاصل نه حال طبع را افسردگى بخشد مدام * مولوى باور ندارد اين كلام علم نبود غير علم عاشقى * مابقى تلبيس ابليس شقى
هر كه نبود مبتلاى ماه روى * اسم او از لوح انسانى بشوى سينه‌ى خالى ز مهر گلرخان * كهنه انبانى است پر از استخوان گر دلت خالى بود از عشق يار * سنگ استنجاى شيطانش شمار وين علوم و وين خيالات و صور * فضله‌ى شيطان بود بر آن حجر تو به غير علم عشق از دل نهى * سنگ استنجا به شيطان مىدهى شرم بادت زانكه دارى اى دغل * سنگ استنجاى شيطان در بغل لوح دل از فضله‌ى شيطان بشوى * اى مدرس درس عشقى هم بگوى چند چند از حكمت يونانيان * حكمت ايمانيانرا هم بخوان دل منور كن به انوار جلى * چند باشى كاسه ليس بوعلى سرور عالم شه دنيا و دين * سؤر مؤمن را شفا گفت اى حزين سؤر رسطاليس سؤر بوعلى * كى شفا گفتش نبى معتلى سينه‌ى خود را بر او صد چاك كن * دل از اين آلودگيها پاك كن با دف و نى دوش آن مرد عرب * وه چه خوش مىگفت از روى طرب ايها القوم الذى فى المدرسه * كلما حصلتموه وسوسة