دوست دارد يار اين آشفتگى * كوشش بيهوده به از خفتگى
اندرين ره ميتراش و ميخراش * تا دم آخر دمى غافل مباش
مجير بيلقانى
سرو امل بباغ عدم تازه گشت هان * پايى برون نه از در دروازهى جهان
عزلت طلب كه از غم اين چار ميخ در * گردون هفت خانه بعزلت دهد امان
افعى دهر اگر بزند بر دلت مترس * كور است زهر و مهره بيكجاى در دهان
از تاب فقرت ار بن ناخن شود كبود * انگشت در مزن بسيه كاسهى جهان
با تشنگى بساز كه در شط كائنات * با هر دو قطره آب نهنگيست جان ستان
جان ده بهاى يك شبهى وحدت اى حريف * گوگرد سرخ كس نستاند برايگان
راحت طمع مدار كه عقلت بدست نفس * ماهى در آتشست و سمندر در آب دان
سوگند
امام على عليه السلام شنيد مردى سوگند ياد مىكند و مىگويد : به خدايى كه هفت آسمان او را در حجاب قرار داده چنين و چنان نيست . امام فرمود : واى بر تو چيزى خدا را در حجاب قرار ندادهاست . مرد گفت : بايد كفاره دهم . امام فرمود : نه چون به غير خدا سوگند ياد كردى ، و قسم به غير خدا كفاره ندارد .
مرد تمام
مرد تمام آنكه نگفت و بكرد * وانكه بگويد بكند نيم مرد
وانكه بگويد نكند زن بود * نيم زنست آنكه نگفت و نكرد
از اشعار منسوب به امام على عليه السلام است كه مىفرمايد : فرزندم برخى انسانها حيوان در صورت انسان شنوا و بينا هستند ، اين عده در امور دنيوى زيرك و در امور دينى احساسى