تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
چشم عقل از حقايق ايمان * هست چون چشم اكمه از الوان

كينه‌ورزى

غصه نيمى از پيرى است . دوستى نيمى از خرد است . گفتم : اگر دوستى نيمى از خرد است ، كينه ورزى همه ديوانگى است .

آب و هيزم

ابن رومى مسموم شد و بسيار در پى نوشيدن آب بود و مىسرود : وقتى درونم از شدت حرارت مىسوزد ، آب مىخورم اما ، سردى آب حرارت درونم را زياد مىكند ، مثل اينكه آب هيزمى است براى آتش درون من .
اشرب الماء اذا ماالتهبت * نار احشائى كاحشاء اللهب فاراه زائداً فى حرقتى * فكانّ الماء للنار حطب
گويند
نيك و بد هر چه كنى بهر تو خوانى سازند * جز تو بر خوان بد و نيك تو مهمانى نيست گنه از نفس تو مىآيد و شيطان بدنام * جز تو بر نفس بد انديش تو شيطانى نيست

مرگ در كمين

از ديوان منسوب به امام على عليه السلام است كه مىفرمايد : آنها كه بنا ساختند ، و در پى مال و فرزند شدند ، باد بر محل زندگى آنها وزيدن گرفت ، گويا در محل قرار بودند .
ان الذين بنوا فطال بنائهم * واستمتعوا بالمال والآولاد جرت الرياح على محل ديارهم * فكانهم كانوا على ميعاد
گويند
كسى كور است با حق آشنايى * نيايد هرگز از وى خود نمايى همه روى تو در خلق است زنهار * مكن خود را بدين علت گرفتار
امير خسرو
اى مير همه شكر فروشان * توبه شكن صلاح پوشان عشاق ز دست چون تو ساقى * خونابه بجاى باده نوشان در ميكده‌ى غمت سفالى * نرخ همه‌ى معرفت فروشان يك خرقه رخت درست نگذاشت * در صومعه‌ها زخرقه پوشان خوشوقت تو كاگهى ندارى * از آتش سينهاى جوشان
الكشكول (كشكول) (با ترجمه روان و فهرست موضوعى) (فارسى) — صفحة 118 | الشيخ البهائي العاملي / على غضنفرى