تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
« قيّم » و « قوّام » ، همان وكلا و سفراى ائمه عليهم السّلام بوده‌اند . اين واژه درباره « معلّى بن خنيس » ، كه بىشك وكيل امام صادق عليه السّلام بوده نيز به كار رفته است . 7038712 خ 0 319 خ

7 . 4 . 11 . على بن ابى حمزه‌ى بطائنى

7 . 4 . 12 . عثمان بن عيسى رواسى

7 . 4 . 13 . زياد بن مروان قندى

7 . 4 . 14 . حيان سرّاج

افراد ياد شده ، از وكلاى برجسته و مبرّز امام كاظم عليه السّلام بودند كه پس از سال‌ها فعاليت در سازمان وكالت در عصر امام كاظم عليه السّلام ، پس از شهادت آن جناب ، به انگيزه مادّى و غير آن ، امامت امام رضا عليه السّلام را منكر شده و اموالى كه در دست داشتند به آن حضرت تحويل ندادند ! از اين‌رو مورد لعن آن حضرت ، و مطرود جامعه شيعه واقع شدند ! لذا در فصل بعد ، كه پيرامون جريان‌هاى خيانت و فساد در سازمان وكالت بحث خواهيم كرد ، به معرفى اين چهره‌ها مىپردازيم .

7 . 4 . 15 . ابراهيم بن سلام نيشابورى

علّامه حلّى نام پدرش را « سلامة » معرفى كرده 8038712 خ 0 320 خ ، و ابن داوود « سلام » و « سلامة » هر دو را نقل كرده ، ولى قول اول را ترجيح داده است . 9038712 خ 0 321 خ شيخ طوسى ، ضمن معرفى وى در زمره اصحاب امام رضا عليه السّلام ، تعبير « وكيل » را براى او به كار برده است . در بعضى از نسخ رجال شيخ طوسى ، نام پدر « سلمة » و در بعضى نسخ « سلام » آمده است . 0138712 خ 0 322 خ از اين‌كه شيخ طوسى مشخص نكرده كه وى وكيل از جانب چه كسى بوده است ، اين بحث به ميان آمده كه آيا تعبير « وكيل » به‌طور مطلق ، مىتواند دلالت بر وكالت فرد از جانب ائمه عليهم السّلام داشته باشد ؟ و يا آن‌كه احتمال وكالت از جانب بنى اميه و بنى عباس يا غير آنان نيز مىرود ؟ بسيارى معتقدند كه لفظ « وكيل » ، هرگاه به‌طور مطلق در منابع رجالى به كار رود ، متبادر از آن ، وكالت از جانب ائمه هدى عليهم السّلام است . شيخ بهايى در اين باره گويد : « دليل قبول روايت ابراهيم بن سلام ، آن است كه وى وكيل امام عليه السّلام بوده و ائمه عليهم السّلام نيز فرد فاسق را به وكالت منصوب نمىنمودند . گفته نشود كه شيخ طوسى ، تصريح به وكالت او از جانب