نجاشى كتابى پيرامون حج به وى نسبت داده ؛ و او را نزد ائمه عليهم السّلام صاحب منزلت معرفى كرده است . 1038712 خ 0 313 خ روايت كشّى حاكى از درگذشت وى در مدينه است ؛ گرچه محل سكونت ، و طبعا منطقه وكالتش ، عراق و به خصوص كوفه بود ؛ و او در اصل نيز « كوفى » بوده است . پس از درگذشت او ، امام رضا عليه السّلام دستور فرمود كه در بقيع ، قبرى براى او حفر كردند ؛ علاوه بر اينكه ، حنوط و كفن و تمام ما يحتاج وى را نيز تأمين كرده و موالىّ خود و پدر و جدّ بزرگوارش را امر فرمود كه در تشييع جنازه وى حضور يابند ! و فرمود :
« براى وى در بقيع قبرى حفر كنيد ؛ اگر اهل مدينه مخالفت كرده و گفتند او عراقى است ! بگوييد ، اين از موالى ابى عبد الله عليه السّلام است كه ساكن عراق بوده ؛ و اگر شما ما را از دفن وى مانع شويد ، ما نيز شما را از دفن مواليان در بقيع مانع خواهيم شد ! » پس حضرت يكى از دوستان كوفى « يونس بن يعقوب » ، يعنى « محمد بن حبّاب » را مأمور فرمود كه بر جنازه يونس نماز گزارد ؛ 2038712 خ 0 314 خ و پس از دفن نيز ، خادم مقابر را مأمور فرمود كه تا چهل روز بر قبر وى آب بپاشد ! 3038712 خ 0 315 خ امام رضا عليه السّلام در پاسخ « صفوان بن يحيى » كه به سبب نحوه عملكرد حضرت با جنازه « يونس بن يعقوب » اظهار خوشحالى مىكرد ، فرمود : « اين ، كار خداوند بود كه يونس را از عراق به مدينه منتقل كرد تا در جوار پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلّم مدفون گردد ! » 4038712 خ 0 316 خ
7 . 4 . 10 . اسامة بن حفص
تنها دليل ما براى وكالت وى ، كلام كشّى و شيخ طوسى در رجالشان مىباشد كه وى را جزو اصحاب امام كاظم عليه السّلام و « قيّم » آن جناب معرفى فرمودهاند . 5038712 خ 0 317 خ در مباحث مقدماتى اين كتاب گفته شد كه واژه « قيّم » و « قوّام » از واژههايى هستند كه درباره وكلا و سفراى ائمه عليهم السّلام استعمال مىشدهاند ؛ و چنين نيست كه اين واژه صرفا به كسى اطلاق شود كه متكفل خدمات شخصى به ائمه عليهم السّلام بوده است . دليل بر اين سخن آن است كه شيخ طوسى در ابتداى فصلى كه براى معرفى وكلا و سفراى ائمه عليهم السّلام باز كرده است ، اشاره به حديث « خدّامنا و قوّامنا شرار خلق الله » و بيان توجيه آن نموده است ؛ و به روايت « محمد بن صالح همدانى » ( كه بدون شك از وكلاى ناحيه مقدّسه بوده ) اشاره كرده كه از حضرت حجّت عليه السّلام درباره اين حديث استفسار نموده و از اينكه اهلش ، وى را به استناد اين حديث نكوهش مىكنند ، شكوه كرده است ! 6038712 خ 0 318 خ از اينجا روشن مىشود كه متبادر از واژه