در پى اين امر ، توقيعى از سوى ناحيه مقدّسه بدين مضمون براى وكلاى عراق صادر شد : « احذروا الصوفى المتصنّع » ؛ يعنى : « از صوفى رياكار بپرهيزيد » ! 9298712 خ 0 57 خ دليل اين امر نيز مشخص بود ؛ زيرا گفته شد كه او رويّه عابدانه و صوفيانهاى را در پيش گرفته بود ؛ و به عنوان نمونه ، مىتوان به 54 سفر حجى اشاره كرد كه بيست سفر آن با پاى پياده بوده است ! ولى از تعبير « الصوفى المتصنّع » در اين توقيع ، استفاده مىشود كه اين اعمال از روى تصنّع و ريا بوده است ! از اينرو وى با وجود كمّيّت بالاى اعمال عبادىاش ، نتوانست عاقبت نيكى داشته باشد ! ! !
ظاهر زاهدانه و صوفيانه « احمد بن هلال » از سويى ، و اينكه بسيارى از راويان شيعى در عراق از او روايت شنيده و نقل كرده بودند از سوى ديگر ، موجب استبعاد قبول توقيع فوق از سوى شيعيان ، و حتى وكلاى ناحيه مقدّسه بود ! از اينرو با مراجعه به نزد « قاسم بن علاء » ، يكى از برجستهترين وكلاى اين عصر ، وى را بر آن داشتند كه مجددا درباره « احمد بن هلال » از ناحيه مقدّسه استفسار نمايد ! ازاينرو ، توقيع ديگرى بدين مضمون صادر شد :
« امر ما درباره ابن هلال رياكار - كه رحمت خدا از او دور باد - بدان صورت كه مىدانى ، براى تو صادر شد . و او كه خداوند گناهش نيامرزد و از لغزشش نگذرد ، همواره بدون اذن و رضايت ما دخالت در امر ما مىنمود ؛ و استبدادى در رأى داشت ؛ و از پرداخت ديون و اموال ما پرهيز داشت ؛ و جز طبق هواى نفس و خواسته خودش ، به امر ما عمل نمىكرد ؛ كه خداوند بدين سبب او را در جهنم افكند . پس ما بر رفتار وى صبر كرديم تا آنكه خداوند با دعاى ما ، عمرش را تمام ساخت ؛ و ما همواره جريان او را - كه از رحمت خدا به دور باشد - در زمان حياتش براى گروهى از مواليانمان باز مىگفتيم ؛ و آنان را امر كرديم كه اين خبر را به خواص از مواليان ما برسانند . و ما از ابن هلال - كه از رحمت خدا دور باد - و از هر آنكه از او دورى و برائت نجويد ، به خدا تبرّى مىجوييم . و اسحاقى - كه خداى او را در سلامت بدارد - و اهل بيت او را ، از آنچه تو را درباره اين فاجر مطلع ساختيم ، آگاه كن ؛ و همينطور تمامى آنان كه درباره ابن هلال از تو سؤال كرده يا مىكنند ؛ چه از اهالى شهر او و چه ديگران ؛ و هر آنكه استحقاق آگاهى يافتن در اين باره را دارد از امر وى آگاه ساز ؛ چرا كه هيچ عذرى براى أحدى از مواليان ما در تشكيك نسبت بدانچه افراد مورد وثوق ما به آنان
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 663
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٦٦٣