چنانچه گذشت ، پس از درگذشت سفير دوم ، « جعفر بن احمد بن متيل » در پست سابق خود به عنوان دستيار نزديك سفير ، به خدمت سفير سوم درآمد . روايتى از شيخ صدوق تا حدودى پرده از نوع فعاليتهاى وى برمىدارد . بنابراين نقل ، زنى از اهل آوه در ايران ، با مقدارى وجوه شرعى به بغداد مىآيد و به سراغ « جعفر بن احمد بن متّيل » رفته و از وى طلب مىكند كه ترتيبى دهد تا وى با سفير سوم به همراه يك مترجم كه زبان آبى ( لهجه مردم آبه يا آوه ) را به عربى ترجمه كند ، ملاقات مستقيم داشته باشد . « جعفر بن احمد بن متيل » نيز يكى از بستگانش به نام « محمد بن على بن متّيل » را به عنوان همراه و مترجم در كنار آن زن روانه مىسازد ؛ ولى هنگامى كه به محضر « حسين بن روح » وارد مىشوند وى با لهجه فصيح آوجى شروع به سخن گفتن با آن زن مىكند ، به نحوى كه نيازى به مترجم پيدا نمىشود ! و زن نيز وجوه شرعى را تحويل داده و باز مىگردد . 7668712 خ 0 663 خ
7 . 4 . 79 . ابو عبد الله بزوفرى
از روايت شيخ طوسى چنين برمىآيد كه وى يكى از دستياران سفير ناحيه مقدّسه در بغداد و از مرتبطان با ناحيه مقدّسه بوده و توقيعاتى به دست وى خارج مىشده است . بنا بر اين نقل ، يكى از شيعيان قم ، منكر انتساب فرزندش به خود مىشود ! از اينرو نامهاى در اين خصوص به ناحيه مقدّسه ارسال مىدارد ولى سفير بدون آنكه نظرى به نامه كند ، حامل نامه را به نزد « ابو عبد الله بزوفرى » حواله مىكند تا وى پاسخگو باشد ! و هنگامى كه وى به نزد « بزوفرى » مىرود ، او مىگويد : فرزند فرزند او است ، و مواقعه در روز فلان و فلان ، در موضع فلان و فلان واقع شده ؛ به او بگو نامش را محمد گذارد ! 8668712 خ 0 664 خ
در اين روايت از سفير ناحيه تعبير به « شيخ » شده و مشخص نيست مراد كدامين سفير است ! ولى به احتمال قوى ، مراد « حسين بن روح » سفير سوم باشد . بنا به نقل صابى ، در سومين نوبت از وزارت « ابو الحسن على بن محمد بن فرات » وى « ابو العلاء محمد بن على به روزى » را به حكومت قريه صلح و مزارعات از قراى واسط منصوب كرد ؛ و او را به همراه « ابو سهل اسماعيل بن على نوبختى » كه رييس فرقه اماميه در بغداد بود ، مأمور نمود كه به واسط رفته و حساب مالى را كه « حامد بن عباس » به ديوان مديون بود ، از وى باز ستانند ؛ كه « بزوفرى » در اين مأموريت ، به خلاف « ابو سهل » با « حامد » به درشتى