تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
قلبش از اين تحيّر و سردرگمى به تنگ مىآيد ؛ كه ناگاه نداى هاتفى به گوشش مىرسد كه مىگفت : « آنچه را همراه دارى به حاجز تحويل بده ! » 2858712 خ 0 579 خ درباره تاريخ دقيق وفات « حاجز » ، اطلاعى در دست نيست ؛ ولى همان‌گونه كه درباره دو وكيل سابق الذكر ( احمد بن اسحاق قمى و محمد بن احمد بن جعفر قمى ) گفتيم ، عدم ذكر نام اينان در ميان وكلاى حاضر بر بالين سفير دوم در لحظات آخر حيات وى ، مىتواند نشانه درگذشت هر سه تن تا آن زمان باشد . بنابر روايت صدوق و شيخ طوسى ، پس از وفات « حاجز » ، آن دسته از وكلا يا سران شيعه كه از مناطق شرقى با وى در تماس بودند ، موظّف شدند كه از آن پس به نزد « أبو الحسين أسدى » در رى ، مراجعه كنند ؛ براى نمونه ، فردى به نام « محمد بن يوسف شاشى » گويد : « هنگامى كه از عراق ( به مرو ) بازگشتم ، در مرو شخصى موسوم به « محمد بن حصين كاتب » كه اموالى متعلق به ناحيه مقدّسه را گرد آورده بود ، درباره حضرت از من سؤال كرد ؛ و من نيز آنچه را از دلايل و معجزات ديده بودم بازگو كردم . گفت : « اين اموال را به چه كسى تحويل دهم ؟ » گفتم : « به حاجز » . گفت : « بالاتر از حاجز كسى هست ؟ » گفتم : « شيخ » ! وى نيز دويست دينار از هزار دينارى را كه در دست داشت توسط دو نفر به عراق مىفرستد ؛ و توقيع ناحيه ، پس از وصول آن دويست دينار به دست او مىرسد كه در آن ، از وصول آن اموال خبر داده شده بود و اين‌كه كل اموال هزار دينار است ! و در ادامه به وى امر شده بود كه از اين پس به « ابو الحسين أسدى رازى » مراجعه كند ! و پس از دو يا سه روز خبر وفات « حاجز » به او مىرسد و سرّ احاله وى از سوى ناحيه مقدّسه به « ابو الحسين أسدى » روشن مىشود . 3858712 خ 0 580 خ احتمالا مراد از « شيخ » در اين روايت ، « ابو جعفر عمرى » ، سفير دوم ، باشد . گرچه واژه « شيخ » درباره « حسين بن روح » نيز به كار رفته است ، ولى با توجه به قرينه ياد شده در مورد وفات « حاجز » در عصر « حسين بن روح » ، و دلالت اين روايت بر وفات « حاجز » در زمان « شيخ » ، نتيجه آن مىشود كه اين روايت مربوط به عصر سفير دوم است . و بدين‌ترتيب ، « حاجز بن يزيد » كه از كارگزاران اصلى سازمان وكالت در بغداد و از دستياران مبرّز سفير اول و دوم بود ، پس از فعاليت‌هاى خالصانه‌اش در خدمت سازمان وكالت ، به ديار ابد شتافت .