تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
به نظر مىرسد جمله « و من بعد النابى رسولى » اشاره به همان « ايوب بن ناب » باشد ؛ و جمله « و ما ناله منكم » نيز اشاره به برخوردهاى گروه طرفدار « فضل بن شاذان » با او است .

7 . 4 . 57 . ابراهيم بن عبده نيشابورى

شيخ طوسى وى را جزو اصحاب امام هادى و عسكرى عليهما السّلام برشمرده است . 6858712 خ 0 583 خ ابن شهر آشوب نيز وى را از ثقات امام عسكرى عليه السّلام دانسته است . 7858712 خ 0 584 خ چنان‌كه گذشت ، برخى از گروه‌هاى شيعى در نيشابور نسبت به صحت وكالت وكيل اعزامى به آن ديار ، يعنى « ايوب بن ناب » ترديدهايى روا داشتند و برخى از آنان به امر « فضل بن شاذان » از پرداخت وجوه شرعى به آن وكيل خوددارى كرده و او را طرد نمودند . از اين‌رو امام عسكرى عليه السّلام به ناچار وكيل ديگرى به نام « ابراهيم بن عبده نيشابورى » را براى آن منطقه تعيين فرمود ، 8858712 خ 0 585 خ و نصب وى به وكالت در اين ناحيه را طى مكتوب‌هايى ، به خود وى و برخى از سران شيعه در ناحيه نيشابور و بيهق اعلام نمود . از جمله اين افراد ، « عبد الله بن حمدويه بيهقى » است كه نامه امام عسكرى عليه السّلام به او بدين مضمون است : « و اما بعد ، پس ابراهيم بن عبده را براى ( نمايندگى خود در ناحيه ) شما نصب كردم تا اهل آن نواحى و ناحيه شما ، حقوق شرعى واجب را كه پرداختنش به ما برعهده شما است ، به او بپردازند ؛ و او را به عنوان شخص امين و مورد وثوق نزد شيعيانم در آن ناحيه تعيين و نصب مىنمايم . پس او بايستى كه تقواى خداى جلّ جلاله را رعايت كند و شيعيان آن نواحى نيز مراقب بوده و حقوق شرعى را به دو پرداخت كنند ، و آنان را عذرى در ترك اين واجب يا تأخير در انجامش نيست . خداوند شما را از شقاوت ناشى از عصيان و نافرمانى اوليايش به دور دارد ؛ و شيعيانم و تو را به واسطه رحمت من ، مورد رحمت خويش قرار دهد ؛ كه او كريم و داراى رحمت واسعه است » . 9858712 خ 0 586 خ امام عسكرى عليه السّلام براى جلوگيرى از بروز جريانى مشابه با جريان وكيل پيشين ( ايوب بن ناب ) و براى اين‌كه هيچ‌گونه خلل و اشكال و يا ترديد و شكّى در مورد صحت وكالت « ابراهيم بن عبده » پيش نيايد ، نامه‌اى ديگر بدين مضمون در تأييد وكالت « ابراهيم بن عبده » براى وى ارسال فرمود :
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 566 | محمدرضا جبارى