است . درباره فعاليت وى در عصر امام عسكرى عليه السّلام يا امام هادى عليه السّلام اطلاعى در دست نيست ، ولى بعيد نيست كه سابقه وكالت وى به عصر آن دو امام همام باز گردد ؛ چرا كه وى از جمله كسانى است كه پس از شهادت امام عسكرى عليه السّلام جزو حضّار در خانه حضرت و نمازگزاران بر پيكر مطهّر آن جناب به امامت فرزند خردسال و بزرگوارش ، حضرت مهدى عليه السّلام ، بوده است . بنا به نقل شيخ صدوق ، هنگامى كه حضرت مهدى عليه السّلام ، كه طفلى خردسال بود ، عمويش « جعفر » ، را كنار زد و خود بر بدن مطهّر پدر گرامىاش نماز گزارد ، « حاجز وشاء » از جعفر سؤال كرد كه : « اين طفل چه كسى بود تا بر عليه او اقامه حجّت كنم ؟ ! » جعفر در پاسخ گفت : « من تا به حال او را نديدهام و وى را نمىشناسم ! » 6758712 خ 0 573 خ
با توجه به مرتبت والايى كه « حاجز » در سازمان وكالت داشت ، بعيد است كه اين سؤال وى ، استفهامى بوده باشد ، و او واقعا از وجود حضرت مهدى عليه السّلام و فرزندى اين چنين ، براى امام عسكرى عليه السّلام بىاطلاع بوده باشد ! چرا كه امام عسكرى عليه السّلام در طول دوران حياتش ، ولادت حضرت مهدى عليه السّلام را به خواصّ از شيعه اطلاع داده بود . از اينرو به نظر مىرسد كه سؤال « حاجز » از « جعفر » ، سؤال استفهامى نبوده و « حاجز » قصد آن را داشته كه نظر « جعفر » را درباره حضرت مهدى عليه السّلام بداند .
شيخ صدوق ، ضمن تصريح به وكالت « حاجز » ، او را از آن دسته از وكلاى بغداد دانسته كه موفق به رؤيت حضرت مهدى عليه السّلام و وقوف بر معجزاتش شدند . 7758712 خ 0 574 خ
رواياتى نيز حاكى از آن هستند كه در بعضى موارد ، افرادى كه اموال و وجوه شرعى را به بغداد مىآوردند ، ناحيه مقدّسه ، مستقيما آنان را به نزد « حاجز » مىفرستاد و « حاجز » نيز ضمن تحويل گرفتن اموال ، توقيعات ناحيه مقدّسه را براى آنان آشكار مىساخته و بر فعاليت اينگونه افراد ، كه بعضا وكلاى نواحى شرقى بودند ، نظارت مىكرده است ؛ براى نمونه ، شيخ صدوق از « نصر بن صباح » نقل كرده كه مردى از اهالى بلخ ، پنج دينار براى « حاجز » ارسال كرد و نامهاى نيز نوشت ؛ و در آن ، نام خود را تغيير داد ! و پس از آنكه « حاجز » توقيع ناحيه مقدّسه را آشكار كرد ، بر وصول اموال و نام واقعى آن فرد تصريح و به وى دعا شده بود ! 8758712 خ 0 575 خ در موردى ديگر ، فردى به نام « احمد بن ابى روح » كه يكى از شيعيان سرشناس منطقه « دينور » بود ، اموالى متعلق به زنى از اهالى دينور را به بغداد مىآورد تا به نماينده حضرت مهدى عليه السّلام تحويل دهد . وى كه قبلا
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 561
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٥٦١