تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 525

مساهمون:

ص٥٢٥

7 . 4 . 33 . يحيى بن ابى عمران همدانى

نام وى در سلسله سند روايتى در باب « ما يصلّى فيه و مالا يصلّى » از « من لا يحضره الفقيه » شيخ صدوق آمده ؛ و شيخ صدوق در مشيخه‌اش گفته كه وى شاگرد « يونس بن عبد الرحمن » بوده است . 1348712 خ 0 440 خ روايات موجود حاكى از مصاحبت وى با امام رضا عليه السّلام و امام جواد عليه السّلام است . بنا به نقل‌كشى ، امام رضا عليه السّلام به وى و اصحابش طى نامه‌اى چنين نوشتند : « خداوند ما و شما را عافيت دهد . از احمد بن سابق الاعثم الاشجّ كه لعنت خدا بر او باد ، برحذر باشيد » ! « احمد بن سابق » فردى شيعى بود كه بر سرش اثرى از شكستگى داشت ، ولى آن را پوشيده مىداشت ! لذا دوستانش لقب « اشجّ » را بر وى اطلاق مىكردند . امام رضا عليه السّلام طى نامه ياد شده ، علاوه بر اين‌كه به گرايش‌هاى انحرافى وى و عدم اعتماد بر او تأكيد فرمود ، امرى مخفى كه همان « اشجّ » بودنش بود ، را نيز مورد اشاره قرار داد ! پس از چندى ، صدق كلام حضرت با انجام امور فسق‌آورى همچون شرب خمر و دخول وى در فتنه‌ها ، واضح گشت . 2348712 خ 0 441 خ اين روايت حاكى از قرب « يحيى بن ابى عمران » به امام رضا عليه السّلام و سرشناس بودنش در ميان شيعيان است ؛ زيرا نامه امام رضا عليه السّلام خطاب به او و سپس به اصحابش بود . 3348712 خ 0 442 خ گرچه از اين نقل ، وكالت او براى امام رضا عليه السّلام قابل استفاده نيست ، ولى با توجه به نقل آتى كه مثبت وكالتش براى امام جواد عليه السّلام است ، مىتوان حدس زد كه وى در عصر امام رضا عليه السّلام نيز داراى سابقه وكالت بوده است . بنا به نقل صفّار در « بصائر الدرجات » و ابن شهر آشوب در « مناقب آل ابى طالب » و برخى ديگر ، امام جواد عليه السّلام نامه‌اى به « ابراهيم بن محمد بن يحيى الهمدانى » داده و فرمودند كه قبل از « وفات يحيى بن أبى عمران » آن را نگشايد ! مدت دو يا چند سال وضع بدين منوال بود تا اين‌كه « يحيى بن ابى عمران » درگذشت و « ابراهيم بن محمد » در مقبره يحيى در روز وفاتش ، اقدام به گشودن نامه نمود ، و ديد كه مشتمل بر دستور جانشينى وى به جاى يحيى با چنين تعبيرى بود : « قم بما كان يقوم به » ! و دستوراتى در همين راستا در نامه آمده بود . 4348712 خ 0 443 خ بدين‌ترتيب از آن پس ، « ابراهيم بن محمد » به امر وكالت و نمايندگى امام مشغول شد . وى مىگفته است كه تا زمان مرگ « يحيى بن ابى عمران » از