مديون بود و در پرداخت آن مماطله مىكرد ! و هنگامى كه شكايت نزد پدرش بردم او نيز با بىاعتنايى برخورد نمود ! لذا ريش و پايش را گرفته و او را به وسط خانه كشاندم ! پسرش فريادكنان اهل بغداد را به كمك طلبيده و مىگفت : قمّى رافضى پدرم را كشت ! در اين هنگام مردم بسيارى گرد ما جمع شدند ؛ پس من سوار مركبم شده و گفتم : احسنتم اى اهل بغداد ! ميل به ظالم كرده و بر عليه غريب مظلوم بر مىخيزيد ؟ من فردى سنّى از اهل همدانم ؛ و اين شخص براى غصب مال من و حقّم به دروغ مرا قمّى و رافضى مىخواند ! با سخن من مردم هجوم بر وى برده و قصد دخول به دكانش را داشتند كه با وساطت من آرام گرفتند ؛ و در همان حال تمام طلب را از وى باز ستاندم ! » 8248712 خ 0 437 خ
چنانكه مشخص است ، روايت ياد شده صراحت در وكالت « صالح بن محمد همدانى » و فرزندش « محمد » دارد ؛ علاوه بر آنكه ، نشانگر استمرار وكالت پدر تا عصر غيبت صغرا است ؛ چرا كه با مرگ « صالح بن محمد » فرزندش از صاحب الامر عليه السّلام درباره سفتههاى موجود كسب تكليف مىكند ؛ 9248712 خ 0 438 خ و بعيد است كه درگذشت « صالح بن محمد » دقيقا همزمان با درگذشت امام عسكرى عليه السّلام بوده باشد و وى به هيچوجه دوران غيبت صغرا را درك نكرده باشد . همچنين با توجه به اينكه شيخ طوسى نام او را در زمره اصحاب امام جواد عليه السّلام و امام هادى عليه السّلام بر شمرده ، احتمال وكالت وى براى اين دو امام همام تقويت مىشود . نيز از آنرو كه تصريح روايت ياد شده ، بر انتقال امر وكالت به پسر پس از مرگ پدر است ؛ و گفته شد كه اين امر در عصر غيبت صغرا رخ داده ؛ بنابراين ، شروع وكالت پسر نيز در اين عصر بوده است ؛ و ذكر نام وى در رديف اصحاب امام عسكرى عليه السّلام ، صرفا مثبت مصاحبت وى با آن حضرت است و نه وكالتش براى آن حضرت . لذا احتمالى كه مولى وحيد بهبهانى ، مبنى بر وكالت پسر همزمان با پدر براى امام عسكرى عليه السّلام و امام عصر عليه السّلام مطرح نموده است ، با آنچه در نقل ياد شده وجود دارد ( انتقال امر وكالت ، پس از مرگ پدر ، به پسر ) ناسازگار است . 0348712 خ 0 439 خ
ديگر سخن آنكه با توجه به ذكر لقب « همدانى » براى اين پدر و پسر ، قاعدتا منطقه وكالت و فعاليتشان بايستى همدان بوده باشد . گرچه طبق نقل ياد شده از كلينى و شيخ مفيد ، « محمد بن صالح بن محمد » در بغداد نيز فعاليت داشته است .
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 524
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٥٢٤