تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
وى به عنوان دستيار سفير اول نيز بنمايد ؛ چرا كه دوران سفارت سفير اول بسيار كوتاه بوده و سفير دوم بلافاصله وارث تشكيلات پدر گشته است . سومين وكيل و دستيار سفير اوّل در بغداد « حاجز بن يزيد وشاء » بود . تماس‌هاى او با تعداد زيادى از وكلا حاكى از آن است كه وى در سازمان وكالت ، از موقعيت والايى برخوردار بوده است . بعيد نيست كه وى حلقه واسطه وكلاى نواحى شرقى با سفير امام عليه السّلام در بغداد بوده باشد ؛ به‌ويژه كه طبق نقل كلينى و صدوق ، اشخاص ويژه‌اى از شهرهاى بلخ و مرو با امام و سفيرش از طريق حاجز در تماس بودند . 0105712 خ 0 83 خ بنابه نقل راوندى ، شخصى به نام « احمد بن ابى روح » ، اموالى را به بغداد آورد و پس از ملاقات با حاجز ، از طريق او نامه امام عليه السّلام را دريافت كرد كه در آن مأمور شده بود اموال را به سامرا ببرد . 1105712 خ 0 84 خ سفير اول به وسيله دستياران خود در بغداد ، فعاليت وكلاى نواحى مختلف را به صورت مستقيم يا غير مستقيم زير كنترل داشت . به نظر مىرسد شهرهاى بزرگى هم‌چون : مدائن ، كوفه ، واسط ، بصره و اهواز ، مستقيما زير نظر سفير بوده‌اند . 2105712 خ 0 85 خ در اهواز بنو مهزيار ، يكى پس از ديگرى وكالت داشتند . در اين عصر محمد بن ابراهيم بن مهزيار به همراه اموالى كه پدرش از ناحيه وكالت جمع كرده بود به بغداد آمد و پس از آن‌كه سفير امام عليه السّلام از محتواى دقيق اموال و علامتى كه پدرش گفته بود خبر داد ، اموال را تحويل داد و چند روز بعد پسر به جاى پدر منصوب شد . 3105712 خ 0 86 خ از ديگر وكلايى كه در عصر غيبت صغرا در ناحيه بغداد فعاليت داشته « محمد بن صالح بن محمد همدانى » است . بنابه نقل كلينى ، وى براى بازستاندن بعضى از اموال متعلق به ناحيه مقدّسه كه در دست يكى از سنّيان بغداد بود ، به وى مراجعه مىكند ولى با مماطله و انكار وى مواجه مىشود . از اين رو به وى حمله‌ور مىگردد ، كه اهالى بغداد به كمك شخص سنّى مىآيند و نهايتا محمد بن صالح با معرفى خود به عنوان فردى سنّى از اهالى همدان و اين‌كه آن فرد مال او را غصب كرده ، سنّيان بغداد را عليه آن شخص تحريك مىكند و مال ناحيه مقدّسه را بازمىستاند . 4105712 خ 0 87 خ وكلاى ناحيه مقدّسه در بغداد ، گاهى به طرق خارق عادت ، به امور شيعيان رسيدگى مىكردند . نمونه اين مقوله را مىتوان در جريان « مسرور طباخ » جستجو كرد . وى كه به