تعابير بلند اين نامه ، نشانگر انتظاراتى است كه ائمه عليهم السّلام از وكلايشان داشتند . بنابه تصريح امام جواد عليه السّلام ، آن حضرت ، « على بن مهزيار » را نسبت به صفات نصيحت ، طاعت ، خدمت ، توقير ، و قيام به واجبات آزموده و وى را در اين آزمون موفّق يافته است .
همانگونه كه گذشت ، لزوم اطاعت وكلا از رهبرى سازمان ، اقتضا مىكرد كه با متمرّدان برخوردهاى مناسب صورت گيرد . از اين رو ، وكلاى منحرف و خائن مورد مؤاخذه و برخورد قاطع امامان عليهم السّلام واقع مىشدند . شرح تفصيلى اين موارد ( علاوه بر آنچه در مبحث نقش ائمه عليهم السّلام در رهبرى سازمان وكالت ، گذشت ) در فصلى خاص خواهد آمد .
و اما ديگر ويژگى وكلا ، يعنى « مطاع بودن » در نزد شيعيان ، نيز امرى بود كه وجودش براى اداره صحيح امور سازمان وكالت ، و رهبرى سامانمند جامعه شيعه ضرورى مىنمود . اگر شيعيان از نمايندگان ائمه عليهم السّلام اطاعت و حرفشنوى مىداشتند ، امامان عليهم السّلام مىتوانستند از طريق وكلا ، دستورات ارشادى خود را ابلاغ و به رعايت آنها اميدوار باشند . وجود چنين ويژگى در وكلا و بابهاى معصومين عليهم السّلام از تعدادى روايت كه شيخ طوسى و كشّى نقل كردهاند ، قابل استفاده است . شيخ طوسى از « احمد بن اسحاق قمى » چنين نقل كرده است كه :
« . . . روزى به محضر امام هادى عليه السّلام مشرف شده و عرضه داشتم كه : اى سيد و مولاى من ، من در همه حال توفيق درك محضر شما را نمىيابم . در اين مواقع ، قول چه كسى را قبول و امر چه كسى را امتثال كنم ؟ امام عليه السّلام در پاسخ فرمود : اين أبو عمرو ( عثمان بن سعيد ) امين و مورد وثوق من است ؛ آنچه بگويد از جانب من گفته و آنچه به شما برساند از جانب من رسانده است . . . ؛ و پس از شهادت امام هادى عليه السّلام همين سؤال را به امام عسكرى عليه السّلام عرضه داشتم و شبيه همين پاسخ را شنيدم . . . » 1386712 خ 0 88 خ
طبق روايتى ديگر ، آن دو بزرگوار پس از جملات ياد شده اضافه كردند : « . . . فاسمع له و اطع » ! و امام عسكرى عليه السّلام نسبت به فرزند عمرى نيز همين جمله را فرمود . 2386712 خ 0 89 خ
بنابه روايت شيخ طوسى ، امام هادى عليه السّلام ضمن توقيعى كه به مناسبت وكالت « ابو على بن راشد » و نصب او به جاى « على بن حسين بن عبد ربه » براى شيعيان بغداد و مدائن و قراى سواد و اطراف آن نگاشت ، چنين فرمود : « قد أقمت أبا على بن راشد مقام على بن
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 392
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٣٩٢