رسيد كه اموال را از بدهكاران طلب كن . من نيز چنين كردم و همه آنان بدهى خود را پرداخت كردند جز يك تن ، كه سفتهاى به مبلغ چهارصد دينار بر او بود . وقتى از وى پرداخت بدهى را طلب كردم با مماطله ( و امروز و فردا كردن ) برخورد نمود و فرزندش نيز نسبت به من بىحرمتى و اهانت نمود ! لذا شكايتش را نزد پدرش بردم ، ولى وى نيز همچون پسر برخورد كرد ! لذا دست برده ريش و پايش را گرفته او را تا وسط خانه كشاندم . پس فرزندش با استغاثه از اهل بغداد ، فريادكنان از منزل خارج شد و مىگفت : قمّى رافضى پدرم را كشت ! پس جمعيت زيادى بر در آن خانه گرد آمدند . من كه چنين ديدم ( چاره را در تقيّه ديده و ) در حالى كه سوار بر مركبم مىشدم ، گفتم : « أحسنتم اى اهل بغداد ، ميل به ظالم كرده و بر عليه مظلوم برمىخيزيد ؟ ! من مردى از اهل همدان و از اهل سنّت هستم در حالى كه اين فرد مرا قمّى و رافضى مىخواند براى آنكه حقم را پايمال نمايد ! » وقتى جمعيت حاضر چنين شنيدند به وى حملهور شدند و قصد ورود به دكّانش را داشتند كه من آنان را آرام كردم ، و فرد بدهكار نيز در همان لحظه بدهىاش را پرداخت نمود ! » 8186712 خ 0 75 خ
در اين عصر ، از جمله شگردهاى وكلا براى محو هرگونه ردّپايى از فعاليتهايشان آن بود كه به هنگام شدت خطر و حساسيت دستگاه عباسى نسبت به آنان ، هيچگونه رسيدى را براى تحويل اموال پرداخت نمىكردند . 9186712 خ 0 76 خ چنانكه در مواردى كه جاسوسان عباسى براى شناسايى وكلا و به دست آوردن مدركى بر عليه آنان با اموالى نزدشان آمده و در ازاى تحويل اموال طلب رسيد مىكردند ، وكلا اقدام به انكار وكالت و اعلام بىخبرى از اينگونه امور مىنمودند . نمونه اين جريان درباره « محمد بن احمد بن جعفر قطّان » گزارش شده است . 0286712 خ 0 77 خ در مواردى نيز از مواجهه مستقيم با شيعيان پرهيز كرده و تنها به صاحبان اموال گفته مىشد آنها را در فلان موضع بگذارند و بروند . 1286712 خ 0 78 خ در برخى موارد نيز تماس وكلا با سفير ، در مكانهاى خلوت همچون خرابههاى بغداد صورت مىگرفت و براى محو ردّپا ، حتى نامهاى كه امام خطاب به وكيل نوشته بود ، پس از قرائت بر او ، پارهپاره مىشد . 2286712 خ 0 79 خ
شدت تقيّه و پنهانكارى در فعاليت وكلا در اين دوره باعث آن شده است كه اطلاعات تفصيلى از فعاليت سازمان عظيم وكالت در عصر غيبت صغرا ، كمتر به دست
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 389
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٣٨٩