امور را نيز از وكلاى خود انتظار داشتند . و چنانكه مشخص است ، اداره اين تشكيلات وسيع در طول مدت دو قرن ، بدون بروز خللى مهمّ در كار آن ، به جز از طريق نظم و دقت و انضباط در امور امكانپذير نبود .
در بررسى دستور العملهاى ائمه عليهم السّلام به وكلا ، به قراين ديگرى دالّ بر وجود نظام هماهنگ در كار وكلا برمىخوريم ؛ براى نمونه ، در نامه مفصّل امام عسكرى عليه السّلام به « اسحاق بن اسماعيل نيشابورى » و معرفى « ابراهيم بن عبده » به وكالت ناحيه نيشابور ، شيعيان مأمور به پرداخت وجوه شرعى به وى شدهاند ؛ و خود وى مأمور به تحويل وجوه شرعى به « رازى » بود ، كه نظارت بر كار وكلاى ايران ، به خصوص مناطق شرقى را به عهده داشت و خودش ساكن رى بود . رازى نيز به نوبه خود ، مىبايست آنها را در عراق به عمرى تحويل دهد . ! 7386712 خ 0 94 خ
در زمينه كاردانى و زيركى وكلا نيز نمونههاى متعددى قابل ارائه هستند ؛ همچون « على بن يقطين » و وكالت در حال وزارت ! 8386712 خ 0 95 خ يا « محمد بن صالح همدانى » و اخذ اموال متعلق به ناحيه ، با بهرهگيرى از تقيّه ( چنانكه گذشت ) 9386712 خ 0 96 خ و يا انكار وكالت توسط « محمد قطّان » در برابر جاسوس دربار عباسى ! 0486712 خ 0 97 خ و موارد ديگر .
ويژگى ديگر ، كه تا حدودى مرتبط با ويژگىهاى ياد شده است ، وجود « حالت و روحيه احتياطكارى » در وكلا است ؛ براى نمونه ، « احمد بن اسحاق قمى » كه از وكلاى امام عسكرى عليه السّلام در قم بود و توقيعات و مكتوباتى از حضرت دريافت مىنمود ، براى اطمينان از صحت صدور اين توقيعات از سوى امام عليه السّلام ، در ملاقات با حضرت از آن جناب دستخطى طلب مىكند تا توقيعات وارده را با آن دستخط مقايسه نمايد . 1486712 خ 0 98 خ
نوع ديگر بروز ملكه احتياط در عملكرد وكلا ، در موارد تحويل وجوه شرعى بود كه وكيل بدون آنكه تفريط و كوتاهى در نگهدارى اموال كرده باشد ، متوجه مفقود شدن بخشى از اموال مىشد ، و لذا از مال شخصى خود كسرى را جبران كرده و اموال را تحويل مىداد ! نمونه قابل ذكر در اين مورد ، جريان « محمد بن الحسن صيرفى » است .
وى اموالى را كه شيعيان بلخ به او داده بودند تا به سفير سوم ، « حسين بن روح » ، تحويل دهد ، به همراه برداشته و عازم عراق و سپس سفر حج شد . در منطقه سرخس ، در حالى
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 395
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٣٩٥