كند . هر وكيل مكلّف بود كه تنها به امور محدوده مورد مأموريت خود بپردازد و از دخالت در امور قلمرو فعاليت وكلاى ديگر بپرهيزد ؛ در غير اين صورت ، از سوى امامان شيعه عليهم السّلام به عنوان رهبران تشكيلات وكالت ، مورد مؤاخذه واقع مىشد . نمونه قابل ذكر در اين باره ، نامه امام هادى عليه السّلام به دو تن از وكلاى برجستهاش در عراق ، يعنى « ايوب بن نوح » و « ابو على بن راشد » است . « ايوب بن نوح » وكيل آن جناب در كوفه و اطراف آن بود ؛ و « ابو على بن راشد » نيز وكيل حضرت در بغداد ، مدائن و قراى سواد . گويا اين دو وكيل ، دخالتهايى در امور قلمرو فعاليت يكديگر مىكردند و وجوه شرعى را از شيعيان غير منطقه خود دريافت مىداشتند . همين امر موجب بروز بىنظمىها و نابسامانىهايى در كار وكالت شده بود ؛ چرا كه هر وكيل مىبايست ارتباط با مردم ناحيه خود را حفظ و از وضعيت شيعيان در ناحيهاش مطلع باشد ؛ و دخالت ديگر وكلا مىتوانست موجب سردرگمى در مسئوليتها شود . علاوه بر آنكه ، زوال نظم و هماهنگى در فعاليت وكلا ، نيز مىتوانست خطرات امنيتى را در شرايط نابسامان سياسى عصر عباسى ، به خصوص عصر متوكل ، به همراه آورد . از اين رو ، امام عليه السّلام در اين نامه با تعابير نسبتا تندى چنين فرموده است :
« و من تو را ، اى ايّوب بن نوح ، به پرهيز از ارتباط زياد با ابو على امر مىكنم ؛ و امر مىكنم كه هريك از شما ملتزم به آن چيزى باشيد كه موكّل و مأمور بدان شدهايد كه در ناحيه خود آن را انجام دهيد ؛ چرا كه شما اگر به آنچه تنها بدان مأموريت يافتهايد عمل كنيد از مراجعه مكرّر ( براى كسب تكليف ) به نزد من بىنياز خواهيد بود . و اى ابو على تو را نيز به مثل آنچه به ايّوب گفتم ، امر مىكنم . اى ايّوب مبادا از اهل بغداد و مدائن ، چيزى بپذيرى ، و اذنى براى آنان صادر كنى ؛ و هر آنكس را كه از غير اهل ناحيهات به نزدت آمد ، به وكيل ناحيه خودش ارجاع بده ؛ و به تو اى ابو على ، به مثل همين كه به ايوب گفتم ، امر مىكنم . و هريك از شما مىبايست تنها به آنچه مأمور شده ، اقدام نمايد . . . » 6386712 خ 0 93 خ
اين توقيع ، با صراحت تمام ، وجود نظامى حساب شده و دقيق در كار سازمان وكالت را گواهى مىدهد . چنين نبود كه امور سازمان وكالت بر مبناى « هرچه پيش آمد خوش آمد » به گردش درآيد ! بلكه ائمه هدى عليهم السّلام دقيقا ناظر بر كارها بودند و دقّت و نظم در
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 394
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٣٩٤