ما برسد ؛ و اگر محدّثى همچون شيخ صدوق نيز برخى اطلاعات را در كتاب « كمال الدين و تمام النعمة » گزارش كرده به سبب دسترسى پدرش به وكلاى اين دوره و ارتباط با سفراى ناحيه مقدّسه بوده است . 3286712 خ 0 80 خ
6 . 2 . 3 . شناخت نسبى از معارف دينى
وكلا به عنوان نمايندگان ائمه عليهم السّلام در امور شرعى ، همواره محل رجوع شيعيان در مشكلات دينى بودند ؛ از اين رو ، مىبايست در زمينه معارف دينى شناخت و معرفت نسبى مىداشتند . گرچه انتظار ما از همه وكلا آن نيست كه فقيه و محدّث و دانشمند بوده باشند ؛ ولى ارتباط آنان با ائمه عليهم السّلام و قرب و نزديكىشان به ساحت قدس امامت ، شيعيان را براى حلّ مشاكل دينى و معرفتى به سمت آنان مىكشاند . برخى از آنان كه در نزد ائمه عليهم السّلام و در درجات سازمان وكالت ، داراى مقام منيع علمى و تقوايى بودند خود مىتوانستند پاسخگوى بسيارى از سؤالات باشند ؛ براى نمونه ، مىتوان به امثال عبد الرحمن بن حجاج ، صفوان بن يحيى ، على بن مهزيار اهوازى ، ايوب بن نوح ، مفضّل بن عمر جعفى ، عثمان بن سعيد عمرى و ديگر بابها و سفرا اشاره نمود . برخى ديگر ، با ارسال نامههاى سؤالات نزد ائمه عليهم السّلام پاسخ مشكلات را مهيّا مىكردند . در هر حال نفس نمايندگى از سوى امام ، و ارتباط با ذوات مقدس معصومين عليهم السّلام و حشر با سؤالات شرعى و پاسخ آنها ، وكلا را در زمينه معارف دينى كارآزموده مىساخت . از اين رو ، در عصر حيرت ، يعنى دورههايى كه برخى شيعيان به سبب وفات و شهادت امام پيشين ، نسبت به جانشين در امر امامت دچار حيرت و ترديد مىشدند ، معمولا از وكلا استمداد مىطلبيدند . نمونههايى از اين مورد درباره عبد الرحمن بن حجاج 4286712 خ 0 81 خ ، محمد بن فرج 5286712 خ 0 82 خ ، عثمان بن سعيد ، پسرش 6286712 خ 0 83 خ و غير آنان در روايات آمده است .
6 . 2 . 4 . مطيع و مطاع بودن
از بررسى روايات چنين برمىآيد كه وكلا هم خود مطيع امام معصوم عليهم السّلام و نسبت به اوامر آنان متعبّد بودند ، و هم اينكه شيعيان از سوى ائمه عليهم السّلام موظّف به اطاعت و