تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
اخذ اين اموال قرار داشت و همين رويّه توسط باب‌ها و سفراى ناحيه مقدسه نيز اعمال مىشد . در اينجا تنها به ذكر چند نمونه اكتفا مىكنيم : يكى از اصحاب امام صادق عليه السّلام بنام « شعيب عقرقوفى » مقدار سيصد دينار به محضر آن حضرت تقديم داشت ، ولى آن جناب مشتى از دينارها را برداشته و مابقى را به او بازگردانيد و فرمود : اينها را به سرجايش برگردان . . . ! و هنگامى كه ابو بصير از شعيب در اين باره سؤال مىكند ، وى اذعان مىنمايد كه صد دينار از اموال برادرش را بدون اطلاع وى برداشته بوده و دينارهايى كه حضرت بازگرداند نيز دقيقا به همين ميزان بوده است . 6106712 خ 0 308 خ بنابه نقل راوندى ، يكى از شيعيان خراسان به همراه اموال و وجوه شرعى و نامه‌هاى حاوى سؤالاتى به مقصد مدينه حركت كرد ؛ و هنگامى كه به كوفه رسيد ، خبر شهادت امام صادق عليه السّلام را شنيد ، از اين رو براى تحويل اموال و نامه‌ها به جانشين آن حضرت عازم مدينه شد و در آنجا مواجه با ادعاى امامت « عبد اللّه افطح » گشت ! و پس از مدتى فرستاده امام كاظم عليه السّلام وى را نزد آن جناب برد و در ملاقات با حضرت بود كه او با مشاهده ادب و كلام و علم و معجزات حضرت ، يقين به امامت آن جناب حاصل نمود . و از جمله معجزات حضرت اين بود كه از ميان آن مال‌ها تنها يك درهم معوّج و منديل متعلق به زنى به نام « شطيطه » را جدا كرده و برداشت و بقيه اموال را رد كرد ! و پس از مراجعت مرد خراسانى بر وى معلوم شد كه غير از آن زن ، بقيه‌ى صاحبان آن اموال به مذهب « فطحيّه » گرويده بودند ! از اين رو امام عليه السّلام از قبول اموالشان اجتناب نمود . 7106712 خ 0 309 خ و در موردى ديگر ، امام كاظم عليه السّلام اموال ارسالى توسط برخى از اهالى نيشابور را كه دچار انحراف عقيده شده بودند را رد كردند . 8106712 خ 0 310 خ در عصر غيبت صغرا نيز موارد متعددى از اين نوع خرق عادت از سوى ناحيه مقدّسه بروز نمود . براى نمونه ، يكى از شيعيان منطقه سواد عراق ، اموالى متعلق به ناحيه مقدّسه را تحويل داد ولى مورد قبول واقع نشد و به آن فرد گفته شد كه : « حق پسر عمويت را كه چهارصد درهم است جدا كن ! » و مرد مزبور وقتى محاسبه كرد با كمال تعجب متوجه شد كه حقّ پسر عمويش دقيقا به همين ميزان است ! 9106712 خ 0 311 خ در موردى ديگر ، مرد بزّازى از قم كه شريك وى گرايش به مرجئه داشت ، لباس نفيسى را به عنوان هديه به ناحيه مقدّسه در نظر مىگيرد و به شريكش مىگويد : اين لباس سزاوار مولاى من است ؛ شريك مزبور