تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 252

مساهمون:

ص٢٥٢
پاسخ مىدهد : من مولاى ترا نمىشناسم ، ولى مىتوانى درباره اين لباس به دلخواه عمل كنى . و هنگامى كه آن لباس به ناحيه مقدّسه هديه مىشود امام عليه السّلام آن را دو نيم مىكند و نيمى از آن را بازمىگرداند و مىفرمايد ما را نيازى به مال مرجئى نيست . 0206712 خ 0 312 خ در مواردى كه پول‌هاى تحويل شده به دفتر سازمان وكالت مخلوط با پول‌هاى تقلّبى بود ، نيز ناحيه مقدّسه آنها را بازمىگرداند ؛ نمونه قابل ذكر ، روايت « محمد بن ابى عبد اللّه سيّارى » است كه گويد : اموالى متعلق به « مرزبانى حارثى » را به ناحيه مقدسه تحويل دادم ؛ در ميان آن اموال ، دست‌بند طلايى نيز وجود داشت كه مورد قبول واقع نشد و به من عودت دادند و فرمودند كه آن را بشكنم ! پس از شكستن ، ناگاه در ميان آن ، چند مثقال آهن و مس و روى مشاهده كردم ! پس از جدا كردن آنها ، طلاى خالص را براى ناحيه مقدّسه ارسال كردم و مورد قبول واقع شد . 1206712 خ 0 313 خ نوع ديگر بروز خرق عادات از جانب ناحيه مقدّسه ، در نجات اموال متعلق به امام عليه السّلام از رسيدن به دست حكومت عباسى بروز مىكرد ؛ براى نمونه ، مىتوان به روايت « بدر » ، غلام « احمد بن حسن » ، اشاره كرد . بنابر اين روايت ، « يزيد بن عبد اللّه » كه ساكن مناطق جبال بود ، وصيت مىكند كه اسب مخصوص و شمشير و كمربندش به ناحيه مقدّسه تقديم شود . بدر از ترس « اذكوتكين » كه از واليان بنى عباس بود ، تصميم مىگيرد قيمت آنها را كه 700 دينار بوده براى ناحيه مقدّسه ارسال كند . در همين هنگام نامه‌اى از عراق مىرسد كه در آن به بدر دستور داده شده بود آن‌وجه را به عراق بفرستد ! اين در حالى بود كه وى در اين باره با احدى سخن نگفته بود ! 2206712 خ 0 314 خ نوّاب اربعه در عصر غيبت صغرا نيز در صورت لزوم دست به ابزار و اظهار خوارق عادات مىزدند . اين از آن جهت بود كه در اين عصر به علت غيبت امام عصر عليه السّلام ، انظار متوجه نوّاب خاصّه آن حضرت بود . از اين رو ، اثبات صدق دعوى باب‌ها و نوّاب آن حضرت از طريق به‌كارگيرى طرق خارق عادت ، گاهى ضرورى مىنمود . كسانى كه وظيفه حمل اموال و وجوه شرعى را براى تحويل به سفير ناحيه مقدّسه عهده‌دار بودند ، گاه بعضى از كالاها و اموال را از روى نسيان و فراموشى تحويل نمىدادند . در موارد متعددى ، امام عليه السّلام يا سفير او ، شخص واسطه را از شىء فراموش شده و حتى مكان آن مطلع مىساختند ! به روايت كلينى ، يكى از شيعيان آوه به قصد تحويل اموالى از جمله