است ؛ بنابه نقل صدوق ، زنى به نام « زينب » از اهل آوه ، كه همسر « محمد بن عبديل آبى » بود ، به همراه سيصد دينار به بغداد آمد و نزد « جعفر بن محمد بن متيّل » از دستياران ابن روح رفت و تقاضاى ملاقات مستقيم با ابن روح را نمود ؛ و او برادرزادهاش « محمد بن على بن متيّل » را به همراه آن زن نزد ابن روح فرستاد تا نقش مترجم را ايفا كند ؛ ولى به محض ورود آنان ، ابن روح با زبان فصيح آوجى به آن زن گفت : « زينب ! چونا خويذا چون استه ؟ » ؛ يعنى : « زينب ! چطورى ؟ خوشى ؟ كجا بودى ؟ بچههايت چطورند ؟ ! » ؛ و از اين رو نيازى به مترجم نيفتاد و آن زن پس از مكالمه با ابن روح ، اموال را تحويل داد و خارج شد . 0106712 خ 0 302 خ البته فرق عادت بودن اين جريان منوط به آن است كه ابن روح را جزو اهالى قم ندانيم ، و الا ، چهبسا به خاطر منسوب بودن به اين منطقه ، با اين لهجه آشنا بوده است .
بدينترتيب ، امامان شيعه عليهم السّلام به عنوان رهبران سازمان وكالت ، و سپس بابها و سفراى آنان ، از هر راه مناسبى جهت ايجاد ارتباط بين خود و مرتبطين با سازمان وكالت بهره مىبردند و البته انتخاب هر شيوه ، منوط به مقتضيات و شرايط خاص مربوط به هر عصر و هر فرد بود ؛ تا جايى كه گاه ناچار از اعمال معاجز و طرق خارق عادت مىشدند .
اما همانگونه كه گذشت ، دو شيوه ملاقات حضورى و ارتباط كتبى بيشتر اعمال مىشده است ، مگر در صورت سخت بودن شرايط كه ارتباط كتبى غلبه مىيافته . و در صورت لزوم ، از پيكها و فرستادهها استفاده مىشد .
4 . 5 . بهرهگيرى از خوارق عادات ، در صورت لزوم
يكى از شيوههاى عملكرد سازمان وكالت بهرهگيرى از معاجز و خوارق عادات بود . در قسمت پيشين ، به بخشى از خوارق عادات ائمه عليهم السّلام و بابهاى آنان براى برقرارى ارتباط در سازمان وكالت اشاره كرديم ؛ اكنون با لحاظ كردن مجموعهاى از امور خارق عادت و معجزاتى كه مستقيما به دست خود ائمه عليهم السّلام ، و يا به دست بابها و سفراى آنان ظاهر مىگشته است ، اهداف از صدور اين معاجز و نقش آنها در تثبيت جايگاه سازمان وكالت را بررسى مىكنيم . در بررسى معجزات و خوارق عادات صادره از سوى رهبرى سازمان وكالت ، به اين نتيجه مىرسيم كه تمسّك به خرق عادات براى اثبات حقانيت امام عليه السّلام به عنوان رهبر ، و يا حقانيت سفير و باب امام عليه السّلام در عصر غيبت به عنوان مهمترين دستيار