تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
يك شمشير ، به ناحيه مقدّسه ، از آوه به سمت عراق حركت كرد ولى شمشير را فراموش كرد و در آوه جاگذاشت ؛ وقتى بقيه اموال را تحويل داد ، ضمن مكتوبى به وى گفته شد : « از آن شمشيرى كه فراموش كردى بياورى چه خبر ؟ ! » 3206712 خ 0 315 خ در موردى ديگر ، « ابو جعفر عمرى » ، سفير دوم ، به كسى كه اموالى را از قم آورده و تحويل داده بود ، گفت : « دو لباس سردانى مانده كه تحويل نداده‌اى ! » و در پاسخ آن شخص كه با قاطعيت مدّعى بود همه اموال را تحويل داده ، به وى گفت كه به نزد « قطّان » ( محمد بن احمد بن جعفر قمى ) برود و از داخل يكى از دو عدل پارچه كه به قطّان تحويل داده ، آن را برداشته و بياورد ! 4206712 خ 0 316 خ شبيه مورد فوق را به نحوى ديگر درباره « حسين بن روح » در منابع مشاهده مىكنيم . به روايت صدوق ، يكى از شيعيان ( و احتمالا از وكلاى بخارا ) به نام « ابو على بغدادى » ، با ده شمش طلا متعلق به فردى به نام « ابن جاوشير » به سمت بغداد حركت مىدهد تا آنها را به ابن روح تحويل دهد . در ميان راه در محلّى موسوم به « أمّويه » ، يكى از شمش‌ها بدون اطلاع وى مفقود مىشود . هنگامىكه به بغداد مىرسد و شمش‌ها را آماده‌ى تحويل مىسازد ، متوجه فقدان يكى از آنها مىشود ؛ لذا از مال خود ، شمشى - به وزن شمش مفقود - خريده و ضميمه نه شمش ديگر مىكند و به محضر ابن روح وارد شده و آنها را تقديم مىدارد . ابن روح با اشاره به شمش مزبور مىگويد : شمشى را كه خودت خريده‌اى بردار ، چرا كه شمش مفقود به دست ما رسيده و آن اين است ! و شمش را به وى نشان مىدهد . 6206712 خ 0 317 خ در موردى ديگر ، « محمد بن حسن صيرفى » از بلخ به قصد انجام حج و هم‌چنين تحويل اموالى كه برخى طلا و برخى نقره بود به حسين بن روح ، به سمت بغداد حركت مىكند . او طلا و نقره‌ها را به صورت شمش درمىآورد تا حملش آسان باشد . هنگامىكه به منطقه سرخس مىرسد در محل شن‌زار خيمه‌اى به‌پا كرده و مدتى استراحت مىكند . در آن‌جا هنگامى كه شمش‌ها را وارسى مىكرده و طلا و نقره‌ها را از هم جدا مىنموده ، بدون توجه وى يك شمش در ميان شن‌ها مفقود مىشود . او پس از حركت ، در همدان متوجه قضيه مىشود و به وزن شمش مفقود ، از مال خودش شمشى جاىگزين مىسازد . وقتى در بغداد آن اموال را به « ابن روح » تحويل مىدهد ، در كمال تعجب وى « ابن روح » دست برده و شمش مزبور را بيرون كشيده ، به او مىدهد و مىگويد : « اين شمش ما نيست ،
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 253 | محمدرضا جبارى