مال زيادى به حضرت تحويل داده و حالت اعجابى به او دست داده بود ! امام عليه السّلام در پاسخ به اين حالت ، طشتى را كه در آخر خانه بود طلبيد ، و هنگامى كه با آن مرد به سخن گفتن مشغول بود ، ناگاه وى مشاهده كرد كه از درون طشت ، دينارهايى سرريز است ، به نحوى كه فاصله بين او و غلام حضرت پر از دينار شد ! سپس حضرت رو به وى كرده و فرمود : « آيا تصور مىكنيد كه ما به آنچه در دستان شماست نيازمنديم ؟ اگر چيزى از شما مىستانيم براى تطهير شماست ! . . . » . شبيه اين جريان به نحوى ديگر ، توسط آن حضرت درباره « مفضل بن عمر » و « يونس بن ظبيان » و « ابو سلمه سرّاج » رخ داد ؛ آن جناب به اين سه نفر فرمود : « خزائن زمين نزد ماست ؛ و اگر بخواهم مىتوانم به زمين امر كنم كه آنچه از طلا و نقره دارد خارج كند ! » سپس با پاى شريف خود بر زمين خطّى كشيد كه در نتيجه آن ، زمين شكافته و شمشهاى طلا ظاهر شد ! و يك شمش بهقدر يك وجب برداشت و فرمود : « خوب در آن نظر كنيد تا دچار ترديد و شك نشويد ! » و آنها وقتى دقت كردند ، آن را شمش طلاى خالص و داراى تلألؤ يافته و در درون زمين نيز نظير آن را به وفور مشاهده كردند ! در اين حال ، يكى از آن جمع حاضر ، به حضرت عرض كرد كه : شما دسترسى به اين ذخاير داريد و شيعيانتان محتاجند ؟ ! و حضرت در پاسخ فرمود : « خداوند براى ما و شيعيانمان دنيا و آخرت را جمع مىكند و دوستانمان را در بهشت و دشمنان را در آتش داخل مىكنيم » . 4106712 خ 0 306 خ
بنابه نقل كلينى ، يكى از اصحاب امام رضا عليه السّلام نيز كه مال بسيارى به آن جناب تحويل مىدهد ولى تغييرى كه نشانه سرور حضرت از ديدن آن مال باشد در چهره آن جناب مشاهده نمىكند ، با خود در اين باره حديث نفس كرده و در دل گلهمند مىشود ! كه ناگاه امام عليه السّلام به غلامش ميفرمايد كه طشت و آب بياورد و آب بر دستان حضرت بريزد ، و در حالىكه غلام بر دستان مبارك آن جناب آب مىريخت اين فرد صحابى با كمال تعجّب مشاهده مىكند كه از ميان انگشتان آن جناب طلا فرومىريزد ! سپس حضرت رو به آن فرد كرده و مىفرمايد : كسى كه چنين وضعى دارد اهميتى به آنچه برايش آوردى ، نمىدهد . 5106712 خ 0 307 خ
يك جلوه از معاجز معصومين عليهم السّلام در ارتباط با امور سازمان وكالت ، در برخورد معجزهآساى آنان با اموال حرام يا اموال متعلق به غير شيعيان اثنى عشرى و يا پولهاى تقلبى بود كه به سازمان وكالت تحويل داده مىشد . سيره امامان شيعه عليهم السّلام بر امتناع از
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 250
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٢٥٠