سازمان ايجاد كند . سفير دوم در مقابله با اين افراد به نحو دقيقى عمل كرد . وى اولا ، با مماشات و حركت محتاطانه ، در جهت عدم تحريك آنان براى اقدام خطرناكى عليه سازمان سعى نمود ؛ و ثانيا ، با اعلام لعن آنان به شيعيان ، نوعى طرد و انعزال از جماعت شيعه را پيش روى آنان نهاد ؛ و در مواقعى نيز با برخورد مستقيم ، موجبات رسوايى آنان در جمع پيروانشان را فراهم مىآورد . نمونه اين نوع برخورد را مىتوان در جريان « محمد بن على بن بلال » مشاهده كرد . 1595712 خ 0 244 خ يكى ديگر از اين مدعيان دروغين بابيّت ، برادرزادهى سفير دوم يعنى « محمد بن احمد بن عثمان » معروف به « ابو بكر بغدادى » بود ؛ به روايت شيخ طوسى ، در يك مجلس علمى و حديثى كه جمعى از شيعيان به همراه سفير دوّم حضور داشتند ، ناگاه « ابو بكر بغدادى » وارد شد ! و سفير كه از ماهيت وى مطّلع بود ، به جمع حاضر گفت : « سكوت كنيد كه اين فرد از شما نيست » . 2595712 خ 0 245 خ گويا سخنانى كه در آن جمع گفته مىشده جزو اسرار شيعه بوده و اطلاع وى بر آن مىتوانسته از جهات امنيتى خطرساز باشد .
تماسهاى سفير با وكلا نيز گاه به صورت بسيار مخفى انجام مىگرفت ، به نحوى كه هيچ ردّپايى برجاى نمىگذاشت . شيخ صدوق گزارشى را از ديدار سرّى سفير دوم و ابو على متّيلى ، يكى از ده وكيل بغداد ، ارائه مىدهد . در اين ديدار كه در يكى از خرابههاى عباسيه بغداد رخ داد ، سفير ، نامه امام دوازدهم عليه السّلام درباره برخى از حوادث آينده را براى وى خواند و سپس آن را قطعهقطعه كرد ! 3595712 خ 0 246 خ وى براى آنكه از دست جاسوسان حكومتى طفره رود ، با وكلاى استانهاى دوردست تماس مستقيم نمىگرفت و به اشخاصى كه نامه يا پول برايش مىآوردند دستور مىداد آنها را در جاى خاصّى قرار دهند ؛ 4595712 خ 0 247 خ و در برخى موارد ، هيچگونه رسيدى نيز به آنها نمىداد ؛ براى نمونه ، يكى از وكلا به نام « محمد بن على اسود » گويد :
« همواره اموالى را كه حاصل از موقوفات بود به نزد ابو جعفر محمد بن عثمان عمرى رحمه اللّه مىبردم و او تحويل مىگرفت . در يك نوبت كه دو يا سه سال به آخر عمرش مانده بود ، وقتى اموال را نزدش بردم ، دستور داد آنها را به ابو القاسم حسين بن روح تحويل دهم . پس از تحويل اموال ، از وى طلب رسيد كردم ، ولى او از دادن رسيد امتناع كرد ! وقتى اصرار بر اين امر كردم ، به نزد ابو جعفر عمرى شكايت برد ، و او نيز به من امر كرد كه از وى طلب
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 235
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص٢٣٥